‏گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت

‏گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت
ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت !

#حافظ
دیدگاه ها (۱)

بر سر تربت ما چون گذری...

نقدِ صوفی نه همه صافیِ بی‌غَش باشدای بسا خرقه که مُستوجبِ آت...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا راالله الله تو فراموش مکن صحبت...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

دعوای شاعرانه :#حافظ:اگر آن ترکِ شیرازی به دست آرد دلِ ما را...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی...

صوفی بیا که آینه صافیست جام راتا بنگری صفای می لعل فام راراز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط