{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"تا تو رفتی پایِ شعرم مملو از واریس شد"

"تا تو رفتی پایِ شعرم مملو از واریس شد"
پای بر رفتن نهادی و کلامم هیس شد
دستِ من آمد بگیرد دستِ تو اما نشد
سیلِ غم آمد دو چشمانم برایت خیس شد
خیره ماندم تا که موهایت تو را مانع شود
ناگهان دیدم که دستت شانه ای در گیس شد
غرقِ دریایِ دو چشمانِ تو بودم ناگهان؛
جزر و مدّی در نگاهت لحظه ای تاسیس شد
در بلندایِ خیالاتم تو را دیدم ولی؛
موجِ موهایت به دستم آمد و نخ ریس شد
روحِ من آمد به سویت پر کشد اما نشد
خود پریدم جسمِ من در عشقِ تو تقدیس شد
تا گرفتم من تو را در غرقِ آغوشِ خودم؛
روح و جسمم ناگهان از بودنت تلبیس شد
آمدی دیر و چه زود از عشقِ تو مُردَم ولی؛
عشقِ من در خاطراتت ماند و یک تندیس شد
دیدگاه ها (۱۷)

بوی رفتن می دهد با من مدارا کردنتسخت دلتنگم برای اخم و دعوا ...

جمعه و شنبه ندارد دل من رفته به بادبی تو از یک یک روزای خدا ...

دلتنگ شده بعدِ تو باز این دل سادهای‌عشقِ‌ تو بر جامِ دلم ساغ...

این اگر عشق و وفا نیست میانِ من و توتو بگو این همه پس چیست م...

تکاپو پارت ۶۵:در میان کلمات گمشده... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍شب، با تمام س...

زیباو پر معنا بخونید که غرق در کلمات میشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط