رومان قطره قرمز (پارت 7)
از زبان شدو❤️
تیلز :من میگم براش یه جشن بگیریم که از دلش در بیاریم و شدو تو هم برو دنبالش
شدو:باشه
سوار ماشین شدم و رفتم دنبالش همه جا رو گشتم اما پیداش نکردم.... شب شد خیلی نگرانش بودم یاد اون شب تو پارک جنگلی افتادم رفتم اونجا حدود 15 دقیقه طول کشید برسم رفتم سمت همون صندلی که نشسته بودیم دیدم پاهاش رو گرفته و داره گریه میکنه
شدو:سونیک! چرا گریه میکنی؟
سونیک:.....
شدو:حرف بزن
سونیک:تو گولم زدی
شدو:چی؟ چرا باید گولت بزنم؟
سونیک:تو دوستم نداری اگه داشته الان نمیومدی
شدو:سونیک من از صبح دارم دنبالت میگشتم کل شهر رو گشتم
رفتم جلو و بقلش کردم
شدو:من هیچوقت گولت نمیزنم.. سونیک من واقعا عاشقتم پس لطف گریه نکن تاز برات یه سوپرایز دارم
سونیک:منم همینطور.... چه سوپرایزی
اشکاش رو پاک کرد و گونش رو بوسیدم
شدو:خودت میبینی
رفتیم و سوار ماشین شدیم
تیلز :من میگم براش یه جشن بگیریم که از دلش در بیاریم و شدو تو هم برو دنبالش
شدو:باشه
سوار ماشین شدم و رفتم دنبالش همه جا رو گشتم اما پیداش نکردم.... شب شد خیلی نگرانش بودم یاد اون شب تو پارک جنگلی افتادم رفتم اونجا حدود 15 دقیقه طول کشید برسم رفتم سمت همون صندلی که نشسته بودیم دیدم پاهاش رو گرفته و داره گریه میکنه
شدو:سونیک! چرا گریه میکنی؟
سونیک:.....
شدو:حرف بزن
سونیک:تو گولم زدی
شدو:چی؟ چرا باید گولت بزنم؟
سونیک:تو دوستم نداری اگه داشته الان نمیومدی
شدو:سونیک من از صبح دارم دنبالت میگشتم کل شهر رو گشتم
رفتم جلو و بقلش کردم
شدو:من هیچوقت گولت نمیزنم.. سونیک من واقعا عاشقتم پس لطف گریه نکن تاز برات یه سوپرایز دارم
سونیک:منم همینطور.... چه سوپرایزی
اشکاش رو پاک کرد و گونش رو بوسیدم
شدو:خودت میبینی
رفتیم و سوار ماشین شدیم
- ۱۱.۴k
- ۲۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط