رومان قطره قرمز (پارت 2)

از زبان سونیک💙

رفتم بقلش کردم و صورتم رو مالید روی سینش
سونیک:اگه نیای به همه میگم چیکار کردی
شدو:جرعتش رو نداری
سونیک:پس میرم میگم
داشتم میرفتم که
شدو:باشه کجا بریم؟
سونیک:بریم پارک جنگلی؟
شدو:باشه
از خونه اومدیم بیرون و رفتیم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم.... بعداز 20 دقیقه رسیدم پیاده شدیم و رفتیم داخل پارک.... جای خیلی قشنگی بود یه صندلی خالی پیدا کرد و رفتیم روش نشستیم
سونیک:خب شدو یه چیزی رو باید بهت بگم
شدو:چی رو؟
سونیک(باخجالت و لکنت) :من من م م من خ خ خیل خیلی دوست دارم

از زبان شدو❤️

فکر نمیکردم همچین روزی رو ببینم من خودم هم بهش علاقه داشتم اما میترسیدم بهش بگم اما خودش بهم گفت
شدو:خب منم باید اعتراف کنم که خیلی دوست دارم
یکی از دستام رو گذاشتم رو صورتش و اون‌یکی دستم رو گذاشتم کنار کمرش و لباش رو وحشیانه بوسیدم
روژ:شما دوتا چیکار میکنین

از زبان سونیک💙

شدو ازم دست کشید
شدو(با کلافگی) :تو اینجا چیکار میکنی؟
روژ :با ناکلز اومدیم اینجا... چه عکس قشنگی شد
سونیک:بده گوشی رو بهم.... پاکش کن
در گیر شدم و داشتم سعی میکردم گوشی رو ازش بگیر
روژ:مامانت بهت سلام کردن یاد نداده
سونیک:تو خودت سلام نکردی
بالاخره گوشی رو گرفتم و عکس رو پاک کردم
نظر بدین😍😁
دیدگاه ها (۴)

رومان قطره قرمز (پارت 3)

رومان عشق پنهانی (پارت7)

دردسر های سه روزه ( پارت ۵ ) وقتی سونیک بیدار شد دید روی تخت...

رومان قطره قرمز (پارت 8)

رومان قطره قرمز (پارت 5)

رومان قطره قرمز (پارت اول)

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

پارت دوم رمان قبلی 💜پارت دوم شدو: وقتی رفتیم طبقه پایین ماما...

زومان قطر قرمز (پارت 7)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط