ثلامممممم دلم براتون تنگ شده بود خوشگلام اومدم بگم محتوای
ثلامممممم دلم براتون تنگ شده بود خوشگلام اومدم بگم محتوای چنل تقیر کرد از این به بعد منو به عنوان هیکاری هیمجیما میشناسیدددددد
.
اسم:هیکاری هیمجیما
.
تنفس:زمین
.
رده:هاشیرا
.
شیپ:گیو
.
علایق:گیو، حیوانات( مخصوصا جغد)، میوه،جغدش، دوستاش
.
متنفر:داداشش، شیطان ها،
.
غذای مورد علاقه:کروسان
.
برادر/خواهر:گیومی
.
برادر نا تنی:مویچیرو
.
کشته شده توست:آسا
زندگی نامه:
در بچگی از یتیم خانه ای که گیومی داشت توست داداشش گیومی بیرون شد و او در تنهایی شب به امارتی با چراغ روشن رسید و وارد امارت شد و با ارباب ارتش شیطان کش ملاقات کرد اون هیکاری رو به خانه آورد و همراه مویچیرو او را تمرین داد و هاشیرا شد وقتی با تان جیرو ملاقات کرد قصد داشت فراریش بده ولی نتوانست و در قلعه ی بینهایت هم توست آسا( اوسی شیطانم که کشتش)کشته شد. از دید مویچیرو هیکاری شبیه ی خواهر بزرگتر بود و از دید هیکاری خوانواده ی واقعی اش مویچیرو و ارباب بود.
نکته:گیومی او را به یاد نداشت تا وقتی که هیکاری فهمید که ارباب او هم نجات داده و به ارباب گفت که او باهاش چه کار کرده پس ارباب برای هیکاری ی فامیلی تقلبی ساخت تا جنجالی در ارتش اتفاق نیوفته ولی وقتی از دنیا رفت جغد او فامیلی واقعی اش را گفت و همه چیز رو برای گیومی تعریف کرد و گیومی فهمید که دقیقا چه کار بدی انجام داده و هیکاری چه راز بزرگی را این همه مدت مخفی کرده بود.
.
اسم:هیکاری هیمجیما
.
تنفس:زمین
.
رده:هاشیرا
.
شیپ:گیو
.
علایق:گیو، حیوانات( مخصوصا جغد)، میوه،جغدش، دوستاش
.
متنفر:داداشش، شیطان ها،
.
غذای مورد علاقه:کروسان
.
برادر/خواهر:گیومی
.
برادر نا تنی:مویچیرو
.
کشته شده توست:آسا
زندگی نامه:
در بچگی از یتیم خانه ای که گیومی داشت توست داداشش گیومی بیرون شد و او در تنهایی شب به امارتی با چراغ روشن رسید و وارد امارت شد و با ارباب ارتش شیطان کش ملاقات کرد اون هیکاری رو به خانه آورد و همراه مویچیرو او را تمرین داد و هاشیرا شد وقتی با تان جیرو ملاقات کرد قصد داشت فراریش بده ولی نتوانست و در قلعه ی بینهایت هم توست آسا( اوسی شیطانم که کشتش)کشته شد. از دید مویچیرو هیکاری شبیه ی خواهر بزرگتر بود و از دید هیکاری خوانواده ی واقعی اش مویچیرو و ارباب بود.
نکته:گیومی او را به یاد نداشت تا وقتی که هیکاری فهمید که ارباب او هم نجات داده و به ارباب گفت که او باهاش چه کار کرده پس ارباب برای هیکاری ی فامیلی تقلبی ساخت تا جنجالی در ارتش اتفاق نیوفته ولی وقتی از دنیا رفت جغد او فامیلی واقعی اش را گفت و همه چیز رو برای گیومی تعریف کرد و گیومی فهمید که دقیقا چه کار بدی انجام داده و هیکاری چه راز بزرگی را این همه مدت مخفی کرده بود.
- ۱.۱k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط