{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دوباره بمیران غمِ جوانم را

بیا دوباره بمیران غمِ جوانم را
و مخفیانه بسوزان لب و دهانم را
دوباره پرسه بزن در جهانِ بی‌نورم
به یک اشاره بجُنبان ستارگانم را
کجاست سایه‌ی دستی میان کافه‌ی دل
که رقصِ پاش برقصاند استکانم را
حیاط خلوتِ من شب‌نشینِ خاطره‌هاست
سکوتِ پنجره کم داشت مهربانم را
سیاه‌روزیِ شبهای من! فقط یکبار
به سوی ماه نگهدار نردبانم را
چه خوب شد که نیامد که نشنود هر بار
صدای عقربه‌های کشانْ کشانم را
دیدگاه ها (۱)

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده...

آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفتدفتر دل را نخواند و بسته رفت...

عشق پنهان مرا کی آشکارا می کنی؟عاقبت ای بی وفا با ما مدارا م...

مثل بارانِ بهاریکه نمی‌گوید کِیبی‌خبر در بزن وسرزده از راه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط