{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌹 🌹 🌹

🌹 🌹 🌹
دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکست
ازهمان دم که تو رفتی حرمت راز شکست

خون این قُمری تنها بخدا گردن توست
پشت این پنجره در حسرت پرواز شکست

این چه رسمیست که عاشق بشوی تنهایی
بعد تو در غزلم فرصت ایجاز شکست

یک نفر در دل شب مست و پریشان میخواند
دیدی در آخر کار بغض در آواز شکست

اگر از رفتن و رفتن تو کمی خسته شدی
خانه سرد است بیا این در از آغاز شکست

دلهره میکشدم,قصه ی تلخی است که این
مرد شاعر قلمش در غمِ همراز شکست....
دیدگاه ها (۱)

گاهی یک نفر را با تمام وجود دوست میداریگاهی یک نفر برای تو‌ه...

تمام دلخوشیم یک نگاه ساده به توو فکر من همه از ابتدای جاده ب...

من تماشای تو می کردم و غافل بودمکز تماشای تو خلقی به تماشای ...

‌یه روزایی توو زندگی هست که هر چی جلوتر میری، به گذشته نزدیک...

باشد روزی که تو رو در جهان دگر میبینممنتظرت خواهم بود تا بار...

دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکستازهمان دم که تو رفتی حرمت را...

دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکستازهمان دم که تو رفتی حرمت را...

دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکستازهمان دم که تو رفتی حرمت را...

دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکستازهمان دم که تو رفتی حرمت را...

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشتتنِ تب کرده ی من حسرت گی...

استکان غزلم پر شده از دلتنگی واژه در عمق دلم بشکسته من کجا و...

نفسم از دل شب تا به سحر بـوی تو داشتتنِ تب کرده ی من حسرت گی...

چقدر ساده به هم ریختی روان مرابریده غصّه ی دل کندنت امان مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط