🌹 🌹 🌹
🌹 🌹 🌹
دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکست
ازهمان دم که تو رفتی حرمت راز شکست
خون این قُمری تنها بخدا گردن توست
پشت این پنجره در حسرت پرواز شکست
این چه رسمیست که عاشق بشوی تنهایی
بعد تو در غزلم فرصت ایجاز شکست
یک نفر در دل شب مست و پریشان میخواند
دیدی در آخر کار بغض در آواز شکست
اگر از رفتن و رفتن تو کمی خسته شدی
خانه سرد است بیا این در از آغاز شکست
دلهره میکشدم,قصه ی تلخی است که این
مرد شاعر قلمش در غمِ همراز شکست....
دیدی امروز نبودی ,دل ما باز شکست
ازهمان دم که تو رفتی حرمت راز شکست
خون این قُمری تنها بخدا گردن توست
پشت این پنجره در حسرت پرواز شکست
این چه رسمیست که عاشق بشوی تنهایی
بعد تو در غزلم فرصت ایجاز شکست
یک نفر در دل شب مست و پریشان میخواند
دیدی در آخر کار بغض در آواز شکست
اگر از رفتن و رفتن تو کمی خسته شدی
خانه سرد است بیا این در از آغاز شکست
دلهره میکشدم,قصه ی تلخی است که این
مرد شاعر قلمش در غمِ همراز شکست....
- ۳.۷k
- ۰۱ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط