{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کامبک برای فستیوال

کامبک برای فستیوال
اسم _قلب تو
قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها کن
ای پرنده پر بگير

اون ور جنگل تن سبز
پشت دشت سر به دامن
اون ور روزای تاريک
پشت نيم شبای روشن
برای باور بودن
جايی شايد باشه شايد
برای لمس تن عشق
کسی بايد باشه بايد
که سر خستگياتو
به روی سينه بگيره
برای دلواپسی هات
واسه سادگيت بميره

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تنو رها کن
ای پرنده پر بگير

حرف تنهايی قديمی
اما تلخ و سينه سوزه
اولين و آخرين حرف
حرف هر روز و هنوزه
تنهايی شايد يه راهه
راهيه تا بی نهايت
قصه ی هميشه تکرار
هجرت و هجرت و هجرت
اما تو اين راه که همراه
جز هجوم خار و خس نيست
کسی شايد باشه شايد
کسی که دستاش قفس نيست

قلب تو قلب پرنده
پوستت اما پوست شير
زندون تن و رها کن
ای پرنده پر بگير
دیدگاه ها (۷)

پارت ۱۹ — «نقشه برمی‌گرده»جونگکوک دست به سینه جلوی سه نفر ای...

#خدایا_شکرت #خدا #توکل #آرامش #حال_خوب#زیبا #خاص #حرف_دل #دک...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل#دختر#اسم#اسم_دختر #معصومه #زیبا #خا...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط