نگاهش...👌❤🍀

اولین بار که دیدمش از #نگاهش نور چکه می‌کرد؛
و ماه توی قهوه‌ی #چشم‌هایش،
شناور بود!
و من #یقین یافتم که او گونه‌ی انسانیِ ماه است . .
من
اگر #خیابان بودم
قطعاً
به «#تـــو» منتهی میشدم...📷📸



#عشقولوژی
دیدگاه ها (۰)

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

اگر بخوام غیر از گرونی چیزی بگم که دلم رو گرم کنه از چشم‌های...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

ماه پنبه ای

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

#عشق_ممنوعه_شب پارت سوم | ترس ناگهانی یونگی قلبم یک‌دفعه فرو...

dark life = 33

۳ پارتی

In the Embrace of DarknessPART 1صدای آرام موسیقی در کافه پخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط