{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با قطره های اشک تو از ریشه پا گرفت

با قطره های اشک تو از ریشه پا گرفت
حسی که بین دفتر شعرم اسیر بود

در پیچ و تاب موی سرت پرسه میزدم
آغاز شاعرانگی ام این مسیر بود

جنگل نماد پاکی چشمان سبز تو ست
گیلان بدون رنگ نگاهت کویر بود

در اسمان ابری پلکت به نور شعر
رنگین کمان قافیه ها بی نظیر بود

با واژگان اسم تو تا قاف عشق رفت
مردی که پای خاطره هایش اسیر بود
دیدگاه ها (۱)

... مردم از درد نمی‌آیی به بالینم هنوزمرگ خود می‌بینم و رویت...

عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاههمنشین خلوت و غمگین و آهعشق...

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم ....بر این تکرار در تکرا...

... بی "تو" مهتاب شبی را همگان میدانند...همگان شعر دو چشمان ...

با قطره های اشک تو از ریشه پا گرفتحسی که بین دفتر شعرم اسیر ...

عشـــــــــــق یعنی یک تلنگر بر تن احساس گلعاشــــــــــــــ...

رنگ‌های توزندگیت رنگی می‌شود، آری...اما نه آنگاه که تمام قلم...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

یادگیری بنویسید ☕ 🥀 ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜɪɴᴋ ɪ ᴍɪꜱ...

💙🧵🩵🪡شاید اینجا همان جاییست که باید بارها برایش می‌مردیمهمان ...

((بک بدیم))تا ۱۶ بدیم با فول ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏᴜ ɢɪʀʟ ɢᴏᴏᴅ ✦ɪ ᴛʜ...

*می خواهم برگردم به قدیم،* جایی که زندگی در قاب عکس های سیاه...

ورق.بزنید............. خاطره و نوستالژی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط