ویو شب آرایشم رو کردم

ویو شب آرایشم رو کردم

داشتم لباسمو عوض میکردم که جیمین اومد

£نه این لباسه نه بازه

¥ولی کوتاه نیست

£هرچی ترقوه هات مشخصه

¥اوففففففف

به اصرار جیمین لباسم رو عوض کردم ‌

و رفتیم

دم در بابام اینا رو دیدیم

ب ت ؛اه سلام

¥بابا حرف مهمی میخواستی بگی

ب ج ؛خییییلی مهم

£پس بریم داخل

رفتیم نشستیم و بابام حرفو وسط کشید


ب ت ؛ ما می‌خوایم شما ازدواج کنید

£من که مشکلی ندارم

¥اما من دارم

بابا اولش منو راضی کردی من دوست دخترش بشم

الا میگی مری می (مری می😂)

ب ت ؛ من الان نمی‌گم اجباری باهم باشین


یکم باهم باشین به هم عادت میکنید و شاید خدتون گفتید ما همو می‌خوایم

م ج ؛ من از الان می‌گما من نوه می‌خوام

ب ج ؛منم اضافه میکنم دوقلو می‌خوام

........

ببخشید اگه کم بود منم بالاخره درس دارم دیگه
دیدگاه ها (۹)

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

چند پارتی (درخواستی)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

مافیای من

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

Which one part 19ج. تو نیلا رو دوست داری ؟ یه لحضه برگشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط