(دلداده) ♡
(دلداده) ♡
جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟
لارا: کوکیییییی کجایی؟
جونگکوک: خونه جینم. چیکار داری؟
لارا: دلم برات تنگ شده، بیا دنبالم بریم بیرون.
جونگکوک: الان وقت ندارم.
لارا: یعنی چی وقت نداری؟ مگه با کی هستی؟
جونگکوک: با دوستامم.
لارا: ا/ت هم اونجاست؟
جونگکوک: آره، خب؟
لارا: هیچی. باشه بعداً میبینمت.
تماس قطع شد.
ا/ت: کی بود؟
جونگکوک: لارا.
ا/ت: آها.ونگکوک: چیه؟
ا/ت: هیچی.
جونگکوک: مطمئنی؟
ا/ت: آره بابا، مگه من کارآگاهم؟
جیمین: (خنده) جونگکوک داداش فکر کنم باید جواب پس بدی.
جونگکوک: خفه شو جیمین.
جین: ا/ت چرا یهو ساکت شدی؟
ا/ت: جین میشه پنج دقیقه خفه شی؟
جین: چشم قربان 😂
سوا: بچهها من گشنمه.
ا/ت: منم همینطور. بریم یه چیزی سفارش بدیم.
جونگکوک: چی دوست داری؟
ا/ت: پیتزا.
جونگکوک: باشه، پس پیتزا.
جین: منم میخوام.
جیمین: منم.جیمین: منم.
سوا: منم.
ا/ت: خب همتون خفه شید، جونگکوک پول میده 😂
جونگکوک: (خنده) باشه خانوم، هرچی شما بگید.
ویو جونگکوک
نمیدونم چرا وقتی ا/ت اسم لارا رو شنید یه دفعه ساکت شد. یعنی حسودی کرد؟ نه بابا، امکان نداره.
ولی کاش واقعاً حسودی کرده باشه...
جیمین: هی جونگکوک!
جونگکوک: هان؟
جیمین: کجایی داداش؟ سه بار صدات کردم.
جونگکوک: هیچی.
جیمین: نکنه فکرت پیش یکیه؟
جین: (خنده) من میدونم کیه.
جونگکوک: شما دوتا واقعاً بیکارید.
جیمین: اسمش با ا شروع میشه؟
جونگکوک: جیمیننن!
همه شروع کردن به خندیدن
ادامه دارد.......
جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟
لارا: کوکیییییی کجایی؟
جونگکوک: خونه جینم. چیکار داری؟
لارا: دلم برات تنگ شده، بیا دنبالم بریم بیرون.
جونگکوک: الان وقت ندارم.
لارا: یعنی چی وقت نداری؟ مگه با کی هستی؟
جونگکوک: با دوستامم.
لارا: ا/ت هم اونجاست؟
جونگکوک: آره، خب؟
لارا: هیچی. باشه بعداً میبینمت.
تماس قطع شد.
ا/ت: کی بود؟
جونگکوک: لارا.
ا/ت: آها.ونگکوک: چیه؟
ا/ت: هیچی.
جونگکوک: مطمئنی؟
ا/ت: آره بابا، مگه من کارآگاهم؟
جیمین: (خنده) جونگکوک داداش فکر کنم باید جواب پس بدی.
جونگکوک: خفه شو جیمین.
جین: ا/ت چرا یهو ساکت شدی؟
ا/ت: جین میشه پنج دقیقه خفه شی؟
جین: چشم قربان 😂
سوا: بچهها من گشنمه.
ا/ت: منم همینطور. بریم یه چیزی سفارش بدیم.
جونگکوک: چی دوست داری؟
ا/ت: پیتزا.
جونگکوک: باشه، پس پیتزا.
جین: منم میخوام.
جیمین: منم.جیمین: منم.
سوا: منم.
ا/ت: خب همتون خفه شید، جونگکوک پول میده 😂
جونگکوک: (خنده) باشه خانوم، هرچی شما بگید.
ویو جونگکوک
نمیدونم چرا وقتی ا/ت اسم لارا رو شنید یه دفعه ساکت شد. یعنی حسودی کرد؟ نه بابا، امکان نداره.
ولی کاش واقعاً حسودی کرده باشه...
جیمین: هی جونگکوک!
جونگکوک: هان؟
جیمین: کجایی داداش؟ سه بار صدات کردم.
جونگکوک: هیچی.
جیمین: نکنه فکرت پیش یکیه؟
جین: (خنده) من میدونم کیه.
جونگکوک: شما دوتا واقعاً بیکارید.
جیمین: اسمش با ا شروع میشه؟
جونگکوک: جیمیننن!
همه شروع کردن به خندیدن
ادامه دارد.......
- ۳۶۹
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط