𝖕𝖆𝖗𝖙22
𝖕𝖆𝖗𝖙22
بعد از بوسه، سکوت شد.
لیسا عقب کشید. به جونگ کوک نگاه کرد.
جونگ کوک نفسنفس میزد.
«لیسا...»
«من...»
«میدونم. نباید.»
لیسا سرش را تکان داد.
«آره. نباید.»
اما هیچکدام حرکت نکردند.
جونگ کوک دستش را پایین آورد.
«من... من متأسفم.»
لیسا نگاهش کرد.
«چرا؟»
«چون تو کارمند منی. من از موقعیتم سوءاستفاده کردم.»
لیسا جلو آمد.
«جونگ کوک. من هم میخواستم.»
سکوت.
جونگ کوک نگاهش کرد.
«چی؟»
«گفتم من هم میخواستم. از وقتی که... نمیدونم. از همون اول.»
جونگ کوک مکث کرد.
«لیسا، این خطرناکه.»
«میدونم.»
«من آدم خطرناکی هستم.»
«میدونم.»
«ممکنه یه روز بمیرم. یا تو بمیری.»
لیسا دستش را گرفت.
«میدونم. ولی...»
نگاهش کرد.
«ولی نمیخوام بدون تو زندگی کنم.»
جونگ کوک نفس عمیقی کشید.
«قول میدی؟»
«قول میدم.»
جونگ کوک نزدیک شد. پیشانیاش را به پیشانی لیسا چسباند.
«من هم. قول میدم.»
سکوت.
بعد جونگ کوک عقب کشید.
«اما یه شرط داره.»
«چی؟»
«هیچکس نباید بفهمه. حتی تهیونگ. حتی جیسو.»
لیسا مکث کرد.
«چرا؟»
«چون اگه بفهمن، ازت استفاده میکنن. علیه من. علیه تو.»
لیسا سر تکان داد.
«باشه.»
«قول میدی؟»
«قول میدم.»
جونگ کوک لبخند زد.
«ممنون.»
❤️🖤
ناشناس ؟
کمه من بیشتر فکر میکردم
بعد از بوسه، سکوت شد.
لیسا عقب کشید. به جونگ کوک نگاه کرد.
جونگ کوک نفسنفس میزد.
«لیسا...»
«من...»
«میدونم. نباید.»
لیسا سرش را تکان داد.
«آره. نباید.»
اما هیچکدام حرکت نکردند.
جونگ کوک دستش را پایین آورد.
«من... من متأسفم.»
لیسا نگاهش کرد.
«چرا؟»
«چون تو کارمند منی. من از موقعیتم سوءاستفاده کردم.»
لیسا جلو آمد.
«جونگ کوک. من هم میخواستم.»
سکوت.
جونگ کوک نگاهش کرد.
«چی؟»
«گفتم من هم میخواستم. از وقتی که... نمیدونم. از همون اول.»
جونگ کوک مکث کرد.
«لیسا، این خطرناکه.»
«میدونم.»
«من آدم خطرناکی هستم.»
«میدونم.»
«ممکنه یه روز بمیرم. یا تو بمیری.»
لیسا دستش را گرفت.
«میدونم. ولی...»
نگاهش کرد.
«ولی نمیخوام بدون تو زندگی کنم.»
جونگ کوک نفس عمیقی کشید.
«قول میدی؟»
«قول میدم.»
جونگ کوک نزدیک شد. پیشانیاش را به پیشانی لیسا چسباند.
«من هم. قول میدم.»
سکوت.
بعد جونگ کوک عقب کشید.
«اما یه شرط داره.»
«چی؟»
«هیچکس نباید بفهمه. حتی تهیونگ. حتی جیسو.»
لیسا مکث کرد.
«چرا؟»
«چون اگه بفهمن، ازت استفاده میکنن. علیه من. علیه تو.»
لیسا سر تکان داد.
«باشه.»
«قول میدی؟»
«قول میدم.»
جونگ کوک لبخند زد.
«ممنون.»
❤️🖤
ناشناس ؟
کمه من بیشتر فکر میکردم
- ۲۵۳
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط