حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟
حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟
[ محمدصادق رویگری
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در بیاناتی که در دیدار با مسئولان وقت سازمان تبلیغات اسلامی در تاریخ ۱۳۷۶/۳/۲۶ داشتند به بیان خاطره ای از حضور جوانان در صف اول نماز جماعت پرداختند و گفتند: «در مسجدی که بنده نماز میخواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود. همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراکم بود. هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند. برای اینکه با جوان تماس میگرفتیم. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را میپوشیدند.
یک روز دیدم جوانی که از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است. یک حاجی محترم بازاری هم که مرد خیلی فهمیدهای بود و من خیلی خوشم میآمد که او در صف اول مینشست، در کنار این جوان نشسته بود.
دیدم رویش را به این جوان کرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یکباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم که این آقا به او گفته که مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید. گفتم نه آقا. اتفاقاً مناسب است شما همینجا بنشینید و تکان نخورید!
گفتم حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند که جوان با لباسی از جنس پوستین وارونه هم میتواند بیاید به ما اقتدا کند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امکانات هنری نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدی زمانه را نداریم، «اخلاق» که میتوانیم داشته باشیم ؛ فی صفة المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه».
با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید. آن وقت تبلیغ انجام خواهد شد.»
بیانات در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی ۲۶/۳/۱۳۷۶
[ محمدصادق رویگری
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در بیاناتی که در دیدار با مسئولان وقت سازمان تبلیغات اسلامی در تاریخ ۱۳۷۶/۳/۲۶ داشتند به بیان خاطره ای از حضور جوانان در صف اول نماز جماعت پرداختند و گفتند: «در مسجدی که بنده نماز میخواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود. همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراکم بود. هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند. برای اینکه با جوان تماس میگرفتیم. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را میپوشیدند.
یک روز دیدم جوانی که از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجاده من نشسته است. یک حاجی محترم بازاری هم که مرد خیلی فهمیدهای بود و من خیلی خوشم میآمد که او در صف اول مینشست، در کنار این جوان نشسته بود.
دیدم رویش را به این جوان کرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یکباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم که این آقا به او گفته که مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید. گفتم نه آقا. اتفاقاً مناسب است شما همینجا بنشینید و تکان نخورید!
گفتم حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند که جوان با لباسی از جنس پوستین وارونه هم میتواند بیاید به ما اقتدا کند و نماز جماعت بخواند.
برادران! اگر پول و امکانات هنری نداریم، اگر فعلاً ترجمه قرآن به زبان سعدی زمانه را نداریم، «اخلاق» که میتوانیم داشته باشیم ؛ فی صفة المؤمن بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه».
با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید. آن وقت تبلیغ انجام خواهد شد.»
بیانات در دیدار با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی ۲۶/۳/۱۳۷۶
- ۹۰۴
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط