{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت
ابر دلتنگی دوباره آسمانم را گرفت

تا دلم در کوی دلتنگی برایت میسرود
لکنتی امد زبان بی زبانم را گرفت

درمیان خاطراتت در وداع آخرین
قطره قطره اشک آمد دیدگانم را گرفت

عمر من سر میرود باحسرت آغوش تو
با نبودت مهربان دنیا امانم را گرفت

زندگی بامن چه بازیهای پنهانی نکرد
بس که تابم داد صبر آستانم را گرفت

تا سفر رفتی،گناه غم میان باورم
دینم و ایمانم ویکسرجهانم را گرفت

شانه های مهربانت را بیاور خوب من
گریه های لعنتی تاب و توانم را گرفت
دیدگاه ها (۱)

در ایـن شهر پـر از نیرنگ کسی آشنایم نیستکه حتی سایـه ای دارم...

تو نبودی و به پاهای خدا افتادمدست بی رحم ترین ثانیه ها افتاد...

چرخ گردون هرچه کردی ناز شصتتسخت کردی روزگارم با شکــستـتگرچه...

ای گل زیبای من ، بسیار می نازم به توعشق من ای بهترین دلدار ،...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

" نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت "" ابر دلتنگی دوباره ...

نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوباره آسمانم...

حسرت ؟؟:نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفتابر دلتنگی دوبار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط