نیمهشب آمد خیالت نیمهجانم را گرفت
نیمهشب آمد خیالت، نیمهجانم را گرفت
ابر دلتنگی دوباره آسمانم را گرفت
تا دلم در کوی نومیدی برایت میسرود
لکنتی آمد زبان بیزبانم را گرفت
در میان خاطراتت در وداع آخرین
قطره قطره اشک آمد دیدگانم را گرفت
عمر من سر میرود باحسرت آغوش تو
با نبودت مهربان دنیا امانم را گرفت
زندگی با من چه بازیهای پنهانی نکرد
بس که تابم داد صبر آستانم را گرفت
تا سفر رفتی ، گناه غم میان باورم
دینم و ایمانم و یکسرجهانم را گرفت
شانههای مهربانت را بیاور خوب من
گریههای لعنتی تاب و توانم را گرفت
ابر دلتنگی دوباره آسمانم را گرفت
تا دلم در کوی نومیدی برایت میسرود
لکنتی آمد زبان بیزبانم را گرفت
در میان خاطراتت در وداع آخرین
قطره قطره اشک آمد دیدگانم را گرفت
عمر من سر میرود باحسرت آغوش تو
با نبودت مهربان دنیا امانم را گرفت
زندگی با من چه بازیهای پنهانی نکرد
بس که تابم داد صبر آستانم را گرفت
تا سفر رفتی ، گناه غم میان باورم
دینم و ایمانم و یکسرجهانم را گرفت
شانههای مهربانت را بیاور خوب من
گریههای لعنتی تاب و توانم را گرفت
- ۲.۸k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط