{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از رفقا تعریف می کرد:

یکی از رفقا تعریف می کرد:
کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتیم به مغازه خشکبارفروشی پدرم در بازار. پدرم کلی دوستم رو تحویل گرفت و بهش گفت یک مشت آجیل برای خودت بردار. دوستم قبول نکرد. از پدرم اصرار و از اون انکار. تا اینکه پدرم, خودش یک مشت آجیل برداشت و ریخت تو جیبها و مشت دوستم.
از دوستم پرسیدم:تو که اهل تعارف نبودی, چرا هرچه پدرم اصرار کرد, همون اول, خودت برنداشتی؟
دوستم خیلی قشنگ جواب داد:آخه مشتهای بابات بزرگتره...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.خدایا در این آخرین شب جمعه از ماه مبارک, که قول اجابت دعای همه مهمون هات رو دادی, اقرار می کنم که مشت من کوچیکه, ظرف عقلم خیلی محدوده و دیوار فهمم کوتاست...
پس به لطف و کرمت ازت می خوام که با مشت و ید باکفایت امام زمانم(عج), از هر چی که خیر و صلاحمه و عقلم بهش قد نمی ده, از اون خوبها و درشتهاش, کشکول گدایی خودم و همه مسلمونهای حاجتمند و گرفتار رو پر کنی.... آمین

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنَآ إِنَّ اللّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِین
دیدگاه ها (۳)

...

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ .ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ...

هر چقدرم که یه پولدارو مسخره کنی عمرا پولدار نمیشی!............

يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْ...

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْ...

آجرک الله یا صاحب الزمان

آجرک الله یا صاحب الزمان

*مولاجان!* *«يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا ا...

یَا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْ...

#يَاأَيُّهَاالْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْن...

یکی از رفقا تعریف می کرد؛:کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتی...

یکی از رفقا تعریف می کرد؛:کوچیک که بودم یه روز با دوستم رفتی...

سلام+امام+زمانم.....صبحت‌بخیرمولای‌من♥️🏝سلام+مضطرِ+غریب...رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط