{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی
نقطه‌ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها، تا می‌کند

از دل هم‌چون ذغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند
دیدگاه ها (۰)

ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصابر رخت نظاره‌ها را لغزش از ج...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مدا...

غم مخور معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مدا...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

غم مخور معشوق اگر امروز و فردا میکندشیر دوراندیش با آهو مدار...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کندشیر دوراندیش با آهو مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط