{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند

غم مخور، معشوق اگر امروز و فردا می‌کند
شیر دوراندیش با آهو مدارا می‌کند

زهر دوری باعث شیرینی دیدارهاست
آب را گرمای تابستان گوارا می‌کند

جز نوازش شیوه‌ای دیگر نمی‌داند نسیم
دکمه‌ی پیراهنش را غنچه خود وا می‌کند

روی زرد و لرزشت را از که پنهان می‌کنی؟
نقطه ضعف برگ‌ها را باد پیدا می‌کند

دلبرت هرقدر زیباتر، غمت هم بیش‌تر
پشت عاشق را همین آزارها تا می‌کند

از دل هم‌چون زغالم سرمه می‌سازم که دوست
در دل آیینه دریابد چه با ما می‌کند

نه تبسم، نه اشاره، نه سوالی، هیچ چیز
عاشقی چون من فقط او را تماشا می‌کند

کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۹)

زندگی فاصله ی آمدن و رفتن ماست. شاید آن خنده که امروز دریغش ...

بگذار و بگذر بگذر از کسی که صداقت تو را با سیاست پاسخ داد،بگ...

آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند ...

هرگز، منتظر" فردای خیالی" نباش.سهمت را از" شادی زندگی"، همین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط