{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قبل از ازدواج تمام شناخت من از علی این بود که یکی از فرم

قبل از ازدواج تمام شناخت من از علی این بود که یکی از فرماندهان #جبهه_سوسنگرد است و حالا زخمی شده و مردم گروه گروه می روند عیادتش. من هم یکی از آنهایی بودم که به او به چشم قهرمان نگاه می کردم.

می خواستم بروم #عیادت علی تجلایی و رفتم. چه می دانستم این قصه سر دراز دارد.
فردای آن روز طاقت نیاوردم و باز هم می خواستم بروم ببیمنمش. کتابی از نمایشگاه کتاب خریدم. مانده بودم چه طوری ترکی صحبت کنم. دیروز فارسی کرده بودم.
وقتی مرا شناخت سرش را پایی انداخت.

گفتم: برای تان کتابی هدیه آورده ام. می خواست پولش را پرداخت کند که بهم برخورد و قبول نکردم.
پشت کتاب نوشته بودم: تقدیم به رزمنده جان بر کف اسلام آقای علی تجلایی.
خودش روی آقا ضربدر کشید و نوشت برادر و بعد تشکر کرد.
#شهید_علی_تجلایی #سیره_اخلاقی_شهدا #تواضع_و_فروتنی
#کتاب_نیمه_پنهان_ماه ، جلد ۲۲؛ علی تجلایی به روایت همسر شهید، نویسنده: راضیه کریمی، ناشر: روایت فتح، نوبت چاپ: سوم- ۱۳۹۵؛ صفحه 18.

✂️برش ها - پایگاه جامع سیره شهدای جهان اسلام (ایتا و هورسا👇)
@boreshha
🌍http://www.boreshha.ir/
دیدگاه ها (۱)

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

نشسته بودیم داخل مقر. یک اسلحه از شب قبل مسلح مانده بود. دست...

علی خواب دیده بود #شهید می‌شود. صبح که بیدار شد حال هوای عج...

علی رضا همه کارهایش با #حضرت_ابوالفضل (ع) گره خورده بود.پس ا...

سال 1363 مسئولیت تأسیس #تیپ_بدر را به گردان گرفت. اسرای #عرا...

جرج جرداق، نویسنده مسیحی: چرا درباره عدالت حضرت علی(ع) کتاب ...

شیعه، اسلام واقعی و اسلام‌شناس حقیقی است / کتاب «مکتب تشیع»؛...

📗 ادامه کتابِ《 راستي دردهایم کو ؟ 》 #قسمت_هشتادُچهار ش...

سلام طولانیه ولی اگه شیعه هستی بخون در برنامه شب آسمانی شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط