دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم

دیگر بر کاغذ ابریشمین اشعار موزون نمی نویسم

و آنها را در قاب زرین نمی گیرم

زیرا

دیرگاهی است نغمه های جانسوز خویش را

بر خاک بیابان می نویسم

تا با دست باد به هر سو پراکنده شود

ولی اگر باد خط مرا با خود ببرد

روح سخنم را که بوی عشق می دهد

جایی نتواند بُرد

روزی می رسد که دلداده ای از این سرزمین بگذرد

و چون پا بر این خاک نهد

سراپا بلرزد و به خویش بگوید

پیش از من در اینجا عاشقی به یاد معشوقه

ناله سر داده

شاید مجنون به هوای لیلی نالیده

یا فرهاد در اینجا سر در خاک برده است

هر که هست

از خاکش بوی عشق برمیخیزد

و تربتش پیام وفا می دهد

تو نیز که بر بستر نرم آرمیده ای

وقتی که سخن آتشینم را از زبان نسیم صبا می شنوی

سراپا مرتعش خواهی شد و به خود خواهی گفت:

یارم برای من پیام عشق فرستاده

تو هم ای باد صبا
دیدگاه ها (۱۷)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

Five

باران ببـــار ،اما بدان اينجا صفـــــــا را می کشندمجنون به ...

عاشقانه

#مدامم_مست_می‌دارد_نسیمِ_جَعدِ_گیسویتخرابم می‌کند هر دَم، فر...

گیسویتخرابم می‌کند هر دم فریب چشم جادویتپس از چندین شکیبایی ...

مُدامم مست می‌دارد نسیم جَعد گیسویتخرابم می‌کند هر دم فریب چ...

بسم الله الرحمن الرحيم قسمت اول : نیامده ای تا تماشاگری صرف ...

اشکم ولی به پای عزیزان چکیده امخارم ولی به سایه گل آرمیده ام...

زهی زیبا جمالی این چه روی استزهی مشکین کمندی این چه موی استز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط