دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستم

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستم
کنون عزم لقا دارم ، من اینک رخت بر بستم

تویی قبله همه عالم ، ز قبله رو نگردانم
بدین قبله نماز آرم به هر وادی که من هستم

مرا جانی در این قالب ، و آنگه جز توام مذهب
که من از نیستی جانا ،بعشق تو برون جستم

اگر جز تو سری دارم ، سزاوار سر دارم
و گر جز دامنت گیرم ، بریده باد این دستم

جهانی گمره و مرتد ، ز وسواس هوای خود
به اقبال چنین عشقی ز شر خویشتن رستم

بشستم دست ،از گفتن طهارت کردم از منطق
حوادث چون پیاپی شد ، وضوی توبه بشکستم

مولانا
دیدگاه ها (۲)

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم ،...

دلا مشتاق دیدارم ، غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم ،...

دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک...

دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک...

دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک...

دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک...

از بحث کردن بدم میاد

اگه گفتم خر منظورم اون خره..😊😉😍

هرچی از دست دادم صد برابر بهترشو به دست آوردم...🤙🤙

حکایت خیلیاس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط