‌ دختربا نازبه خداگفت:

‌ دختربا نازبه خداگفت:

چطور #زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان آراسته نکنم؟

خدا گفت:بنده ی من!تو را فقط برای خودم آفریدم

دخترک،پشت چشمی نازک کرد و گفت:خدا که بخل نمی ورزد،بگذار #آزاد باشم

خدا حجاب را به دخترک هدیه داد

دخترک با بغض گفت:با این اینطور که محدودترم

اصلا می خواهی #زندانی ام کنی؟یعنی اسیر این حجاب شوم ؟؟؟؟ خدا #قاطع جواب داد:بدون #حجاب،اسیر "#نگاه های #آلوده" خواهی شد... هر چیز قیمتی را که در دسترس همه نمی گذارند."تو #جواهر ی"

#دخترک با غم گفت:آخر...آخر

آنوقت دیگر کسی مرا #دوست نخواهد داشت.نه نگاهی به سمت من خواهد آمد
و نه کسی به من #توجه میکند... #خدا عاشقانه جواب داد:"من خریدار توام"... آدمیانند و هزاران نوع #سلیقه

هرطور که بپوشی و بیارایی باز هم از تو راضی نمی شوند

اصلا مگر تو #فقیر نگاه مردمی....
دیدگاه ها (۲)

P24ویو دامیان وایی چه بدن نرم و لطیف و قشنگی داره دیگه واقا ...

پارت: 21 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*قلبم یه ضربان رو جا انداخت...

این فکرا داشت تو ذهنش پررنگ و پررنگ تر میشد تا جایی که یهو ق...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

فنجان اسپرسوی روبه‌رویش مدت‌ها بود که یخ کرده بود، اما دازای...

حجاب...دختربا نازبه خداگفت:چطور زيبا می آفرينی ام و انتظار د...

حجاب...دختربا نازبه خداگفت:چطور زيبا می آفرينی ام و انتظار د...

دختربا نازبه خداگفت:چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود...

#بخونیددختربا نازبه خداگفت: چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار ...

دختربا نازبه خداگفت:چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط