{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند ، ناگهان زنی از دور پ

چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند ، ناگهان زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه یی چند با آن کودک نجوا کرد .

پس از آنکه کودک بازگشت هم بازی های او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند !

کودک از آنها پرسید :
آیا شما می توانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید ؟!
همه با صدای بلند فریاد کردند :
آری  ، آری !
کودک گفت :
من هم همینطور
چه بچه رازنگهداری،آفرین ،ولی حالا ماازکجا بفهمیم زنه به بچه هه چی گفته؟ بچه هم بچه های قدیم والاخخخخخ
دیدگاه ها (۵)

وقتی یکی شمارو دوست داره بعد شما اون رو دوست نداریدبرمیگرده...

🍴 آموزش آشپزی در صدا و سیما ایران:ماهیتابه تفلون دسینی رو که...

مصاحبه بایک زن نمونه....شما موفقیت تونو مدیون کی هستید؟زن نم...

دانش آموزی برگه امتحانی را سفید داد و روی آن نوشت :سکوتم نشا...

پارت ۲۳مردم همگی یکجا جمع شده بودند، مثل همیشه.کوچه های سرزم...

هم اتاقی قدمی - پارت - ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط