بسیاررررزیبا
بسیاررررزیبا
بخوانیدکوتاه و مختصر: حدیث قدسی که بدن رابه لرزه درمیاوردو تجلی عظمت ذات سبحان است.
خداوند میفرمایند:
ای بنده من، تورادرشکم مادرت قرار دارم و صورتت را پوشاندم تااینکه از رحم متنفرنگردی.
صورتت رابه سمت پشت مادرت قراردادم تابوی غذاومعده تورا نیازارد!
برایت متکا درسمت راست و چپ قراردادم که درراست کبدودرسمت چپ طحال میباشدتابیارامی.
برتودرشکم مادرنشست وبرخواست را آموزش دادم.
آیا کسی غیرازمن راتوانای چنین کاری هست؟؟
وقتی مدت حمل به پایان رسیدومراحل آفرینشت تکمیل گردید.
برفرشته مامور برارحام امرکردم که توراازرحم خارج وبانرمش بالهایش به دنیاواردکند.
دندانی که چیزی راریزکند نداشتی!!
دستی که بگیردوقبض کند نداشتی!!
قدم وگامی برای سعی ورفتن نداشتی!!
ازدورگ نازک(پستانها) درسینه مادرت طعامی بصورت شیرخالص که در زمستان گرم ودرتابستان سردباشدبرایت غذاقراردادم.
مهرومحبتت رابر قلب پدرومادرت قراردادم. تاتوراسی رنمیکردند خودسیرنمیشدند.
وتاتورانمی آسودند خوداستراحت نمیکردند!
اما وقتی پشتت قوت گرفت وبازوانت پرتوان شد به مبارزه من قیام نمودی در خلوت نافرمانی من کردی وازمن حیاننمودی!!!
اما بازهم... اگربخوانی مرا، اجابتت کنم.
واگرازمن بخواهی بدهمت و برآورده کنم!!!
اگربسویم بازآیی میپذیرمت.
شگفتاازتوای فرزندآدم، هنگامیکه متولدشدی درگوشت اذان گفتندبدون نماز؛ وهنگام مرگت نمازبرتو اقامه شد بدون اذان !!!
شگفتابرتو که هنگام تولدندانستی چه کسی توراازشکم مادرخارج گردانید وهنگام مرگ ندانستی چه کسی تورابرقبر واردنمود!
شگفتا که هنگام تولدغسل و نظافت شدی و هنگام مرگ نیزغسلت دادند ونظافتت کردند!
شگفتاازتو که هنگام تولدبرشادی ومسرت اطرافیانت آگاه نبودی و هنگام مرگ برسوگ و شیون و گریه واندوهشان!
عجباازتوای بنده من،که درشکم مادر درمکان تنگ و تاریک بودی وبعدازمرگ دوباره در مکان تنگ و تاریک قرارمیگیری.
عجبا از تو که وقت تولدباپارچه پیچانده شدی تابپوشانندت و وقت مرگ بازباپارچه می پیچانندت تاپوشانده شوی.
شگفتا برتو که وقتی متولدمیگردی و بزرگ میشوی ازمدارکت ومهارتهایت مردم جویا میشوندو وقتی بمیری ملائکه ازکردارو اعمال صالحت خواهندپرسید.
پس برای آخرتت چه مهیاواماده کرده ای!!!
بجاست که از صمیم قلب بگوئیم :
اشهدان لااله الاالله و اشهد ان محمدارسول الله
بخوانیدکوتاه و مختصر: حدیث قدسی که بدن رابه لرزه درمیاوردو تجلی عظمت ذات سبحان است.
خداوند میفرمایند:
ای بنده من، تورادرشکم مادرت قرار دارم و صورتت را پوشاندم تااینکه از رحم متنفرنگردی.
صورتت رابه سمت پشت مادرت قراردادم تابوی غذاومعده تورا نیازارد!
برایت متکا درسمت راست و چپ قراردادم که درراست کبدودرسمت چپ طحال میباشدتابیارامی.
برتودرشکم مادرنشست وبرخواست را آموزش دادم.
آیا کسی غیرازمن راتوانای چنین کاری هست؟؟
وقتی مدت حمل به پایان رسیدومراحل آفرینشت تکمیل گردید.
برفرشته مامور برارحام امرکردم که توراازرحم خارج وبانرمش بالهایش به دنیاواردکند.
دندانی که چیزی راریزکند نداشتی!!
دستی که بگیردوقبض کند نداشتی!!
قدم وگامی برای سعی ورفتن نداشتی!!
ازدورگ نازک(پستانها) درسینه مادرت طعامی بصورت شیرخالص که در زمستان گرم ودرتابستان سردباشدبرایت غذاقراردادم.
مهرومحبتت رابر قلب پدرومادرت قراردادم. تاتوراسی رنمیکردند خودسیرنمیشدند.
وتاتورانمی آسودند خوداستراحت نمیکردند!
اما وقتی پشتت قوت گرفت وبازوانت پرتوان شد به مبارزه من قیام نمودی در خلوت نافرمانی من کردی وازمن حیاننمودی!!!
اما بازهم... اگربخوانی مرا، اجابتت کنم.
واگرازمن بخواهی بدهمت و برآورده کنم!!!
اگربسویم بازآیی میپذیرمت.
شگفتاازتوای فرزندآدم، هنگامیکه متولدشدی درگوشت اذان گفتندبدون نماز؛ وهنگام مرگت نمازبرتو اقامه شد بدون اذان !!!
شگفتابرتو که هنگام تولدندانستی چه کسی توراازشکم مادرخارج گردانید وهنگام مرگ ندانستی چه کسی تورابرقبر واردنمود!
شگفتا که هنگام تولدغسل و نظافت شدی و هنگام مرگ نیزغسلت دادند ونظافتت کردند!
شگفتاازتو که هنگام تولدبرشادی ومسرت اطرافیانت آگاه نبودی و هنگام مرگ برسوگ و شیون و گریه واندوهشان!
عجباازتوای بنده من،که درشکم مادر درمکان تنگ و تاریک بودی وبعدازمرگ دوباره در مکان تنگ و تاریک قرارمیگیری.
عجبا از تو که وقت تولدباپارچه پیچانده شدی تابپوشانندت و وقت مرگ بازباپارچه می پیچانندت تاپوشانده شوی.
شگفتا برتو که وقتی متولدمیگردی و بزرگ میشوی ازمدارکت ومهارتهایت مردم جویا میشوندو وقتی بمیری ملائکه ازکردارو اعمال صالحت خواهندپرسید.
پس برای آخرتت چه مهیاواماده کرده ای!!!
بجاست که از صمیم قلب بگوئیم :
اشهدان لااله الاالله و اشهد ان محمدارسول الله
- ۱.۶k
- ۱۰ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط