{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوند میفرماید:

خداوند میفرماید:

ای فرزند آدم تو را در شکم مادرت قرار دادم و صورتت را پوشاندم

تااینکه از رحم متنفرنگردی
صورتت رابه سمت پشت مادرت قراردادم تا بوی غذا و معده تو را نیازارد!
برایت متکا درسمت راست و چپ قراردادم که در راست کبد و

در سمت چپ طحال  میباشد تا بیارامی.

بر تو در شکم مادرنشست وبرخاست را آموزش دادم.
غیر از من را توانایی چنین کاری هست؟
وقتی مدت حمل به پایان رسید ومراحل آفرینشت تکمیل گردید،

برفرشته مامور بر  ارحام امرکردم که تورا از رحم خارج و

با نرمش بالهایش به دنیا وارد کند.
دندانی که چیزی راریز کند نداشتی!
دستی که بگیرد و قبض کند نداشتی!
قدم و گامی برای سعی ورفتن نداشتی!
از دو رگ نازک درسینه مادرت طعامی بصورت شیرخالص که در زمستان گرم،

و  درتابستان سرد، باشد، برایت غذا قرار دادم و

مهر و محبتت بر قلب پدر و  مادرت قراردادم.
تا تو را سیر نمیکردند خود سیر نمیشدند.
و تا تو را نمی آسودند خود استراحت نمیکردند!
اما وقتی پشتت قوت گرفت و بازوانت پرتوان شد به مبارزه با من قیام نمودی،

در خلوت نافرمانی من کردی و و از من حیا ننمودی!!!
اما باز هم و با همین صورت: اگربخوانی مرا، اجابتت کنم
دیدگاه ها (۵)

روزی قطره به خدا گفت: از دریا بزرگتر، آری از دریا بزرگتر هم ...

.'' این متن فوق العاده زیباست ":@دنیا ،به شایستگی هایت پاسخ ...

گاهی خودم را مثل یک کتاب ورق میزنم .مثل یک کتاب که فرصت ویرا...

معلمم گفت : زندگی را تعریف کن…گفتم..زندگی تعریف کردنی نیست…ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط