{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بايد به فکر زندگى در کرهيى ديگر باشيم!

بايد به فکر زندگى در کرهيى ديگر باشيم!
کرهيى شبيه همين زمين
با لاشخورها و بيابان هايش !
انسان ترجمه ى خيلى بدى است,
از انسانى بهتر ...
چه مى گويم؟
هيچ فقط براى تو مى نويسم!
نفرين به من اگر بخواهم , وقت برادران و خواهرانم را بيهوده به هدر بدهم
ميز ها منتظر کلافگى اند
و خيابان ها منتظر علافى...
اگر بايستم و قدم بزنم,
به نفع خودم و جامعه بشرب خواهد بود
ساکت باشم و
قدم بزنم :
يک دور ,
دو دور,
سه دور,
چهار دور...
ولى سرانجام شته هم که باشى از پا خواهى افتاد!
پس مى ايستم
پشت يک تريبون نامريى
با چوب اعلا
که روزگارى اعضاى مرحوم درخت گردو بوده
زير اين باران نم نم که روح را نيز شست و شو مى دهد!
موضوع سخنرانى ام بايد که معقول و قابل درک باشد, زيرا تا بى نهايت دشت هيچ مخاطب مشخصى ديده نمى شود!.
بى هيچ سرفه و تک سرفه يى شروع مى کنم :
بله!با يک محاسبه ى سر انگشتى هم,
مى توان به راحتى فهميد که در داستان پردازى, چقدر از اروپايى هاى غربى و شرقى و آمريکايى هاى شمالى و جنوبى قديمى تريم
و دليل اين قدرت , گذشته از گنجينه هاى تاريخى
ساختار زندگى فردى و اجتماعى ما در اين قسمت از زمين است!

اين داستان ها ,
همان مضامين محدود مشخصى هستند ,
که مى شود همه را فاکتور کرد دانه به دانه
در دل پرانتزى که با دو بسته ى مرگ و زندگى
شروع و تمام مى شوند, شروع و تمام مى شوند ....
مضامينى از قبيل گذشت,عشق,تفاهم,سوءتفاهم, سفر تنهايى و چند قلم ديگر
و صد البته با نديده گرفتن دنياى بزرگتر بعد از مرگ
که اعتقاد ماست
وطبعا داستان هايش بزرگتر خواهند بود
با اين احوالات,
خواسته يا نا خواسته
فکر خواهى کرد
که چرا اين تصورات عينى و ذهنى قدرتمند ما در تصوير,
به جايى نرسيده و نمى رسند!
به دوستم گفتم:
توجيهات متعصبانه و عالمانه ى ما,
هم کار جديدى نيست
و هم اين که علاوه بر خستگى روح و کسالت ذهن,
سر انجام ما را به نفرتى روشن فکرانه خواهد رساند
تا در خلوت به اين نتيجه برسيم که :
اگر دليل دوستى ها صرفا دانش آدم باشد,
کتاب خانه ها
شايسته ترين دوست در دوستى خواهنط بود...
زيرا پاى دلت را لگد نمى کنند
و قند و چائيت را هدر نمى دهند
و به موقع ساکتند
و به موقع حرف مى زنند.....

در تنهايى خرافى بى پشوانه ى هود دريافتم
که دليل اين ضعف,ناهماهنگى است!
نا هماهنگى عمف قصه و ذهن مسطح راوى
نا هماهنگى هوشيارى علم روان شناسى
و شلخته گى ثبت احوالات
با تکرارى ترين اصولى که
متعلق به دوران پارينه سنگى عمل ها
و ابتدايى ترين عکس العمل هاست !
نا هماهنگى بين تأمل هاى خلاقانه و مؤثر ,
با حرکت تند ادارى!
نا هماهنگى بين ساندويچ هاى نا مرغوب
و انواع زخم معده!
نا هماهنگى بين حقيقت و واقعيت!
نا هماهنگى بين سينما و صنعت
و در دل اين همه معضل,
اعتبار فرهنگى ما در هنر هفتم مى شوند
ابر مردانى هستند که تقدير در سده,
مبعوثشان مى کند
تا بيايند و بروند!
بى آنکه قابل تکرار باشند....

از حافظ تا امروز ,
چند خروار غزل سروده شده است ؟
شايد صد تا!
آن چه به عنوان غزل سروده شده است,
مطمئنا به نفع شنوندگان و خوانندگان غزل بوده است
و نه به نفع خود غزل
و خوب که نگاه مى کنى مى بينى,
غزل منتظر يک ابر مرد است
تا بيايد هشت حافظ را به نه تبديل کند!
اين جاست که به احترام نيما کلاه از سر بر مى داريم
و به ستايش شاملو همه از جا بلند مى شويم....
احساس غرور مى کنيم
و تومان مان را با اطمينان
روى ميز رستوران ها کنار دلار ها مى کوبيم
و خوش حال مى شويم
در روزگارى زنده ايم که
تار کوفسکى برسون فلينى زنده بودند....

و حق دارى ديوانه شوى, اگر ببينى بعد از اين همه سن و تجربه ...
سينما را آلوده به صفت صنعت مى کنند
وصنعت تو را به ياد
دمپايى
و شورت
و تيرآهن
و تراکتور
و روغن نباتى
و ايزوگام مى اندازد!

آيا دولت ها بايد به کمک ارتش,
مردم را براى خريدن بليط فيلم آئينه,
به طرف گيشه,
با سرنيزه هل دهند؟

آيا بايد بچه هامان را
به تماشاى فيلم رؤيا هاى کودکى ببريم
و اگر در همان ده دقيقه ى اول
خميازه کشيدند,
با پس گردنى مجبورشان کنيم
ساکت بنشينند,
تا به اين پديده ى فوق فرهنگى توهين نشده باشد؟

اين نا هماهنگى فلسفى را
کدام افلاطون حل خواهد کرد؟

آيا مى شود براى کسى که از شدت دندان درد, ملافه گاز مى گيرد
غزل عاشقانه ى حافظ را بخوانيم؟

و به کسى که اصلا سواد خواندن و نوشتن ندارد
کتاب شامگاه بت ها هديه کنيم؟

مى بينى؟
دوست خوب من؟

پس چاره ى اين يکى چيست؟
هيچ!
باز هم هيچ!
دوباره هم هيچ!

ساکت مى شويم
و شب ها را به روز
و روز ها را به شب مى رسانيم.
و اتفاقات خودشان خواهند افتاد!

انسان روزى بزرگ خواهد شد!
اين قدر بزرگ
که به خيانت هاى بچه گانه اش,
به اين همه تمدن هاى والا اعتراف خواهد کرد!

ما هم صبر خواهيم کرد!
به قول خاله ها:

س
دیدگاه ها (۱)

آى آدم ها ,که بر ساحل , بساط دلگشا داريد!نان به سفره,جامه تا...

دانلود آهنگ جدید Nadim به نام " Jigaram Sookht"دانلود با کیف...

دانلود آهنگ جدید Saeed Kermani به نام "Tanham Bezar"دانلود ب...

دانلود 3آهنگ از Mohammad Reza Golzar1.روز برفی با مرتضی پاشا...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

یـادش بـخیـر 🌸🌸هر جمعه خونه "مادربزرگ" جمع می‌شدیمریز تا درش...

✲ گاهی بعضی فیلم‌ها را نمی‌شود فقط «تماشا» کرد ،بلکه باید با...

پارت ۱: خنده‌هایی که در باد گم شدندخورشیدِ عصر، رنگِ طلاییِ ...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت ۱۸: ضیافتِ سایه‌ها و سکوتِ س...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

من قطب مغرور غزل بودم توو کوچه های شعر : یک شب گرد وقتی رسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط