{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تضاد جالبی بود که معلم ورزش معتاد بود

تضاد جالبی بود که معلم ورزش معتاد بود
و بداخلاق ترین معلم مدرسه،
اما بازهم کسی از دیدنش ناراحت نمیشد
و برعکس بال بال میزدند برای دیدنش!
تضاد جالبی بود که بغال کوچه مان
همیشه شماره بزرگترین جایزه بادکنک شانسی را از بسته اش در میاورد
و بزرگترین بادکنک شانسی اش را
به پسر پولدار محل میفروخت
اما باز هم از پول خوراکیمان میزدیم
تا شانسمان را امتحان کنیم.

تضاد جالبی بود که ما را دوست نداشتند اما پرپر میزدیم برای دیدنشان، برای حضورشان حتی مجازی، برای شده حتی یک لایک.
تضاد جالبی بود که ما بودیم برای دیدنشان و آنها بودند برای به رخ کشیدنمان.
تضاد جالبی بود که ما عاشق خودشان بودیم و آنها عاشق پول دیگران.
تضاد جالبی بود که دوستش داشتیم و دوستمان نداشت .

#جواد_داوری
دیدگاه ها (۱)

خودم کم بدبختی دارم این وسط تو هم هی خوشکلتر شو..

به کدامین "پیامبر" ایمان آورم ؟که "خدایش" تو را به "من" بدهد...

شاخ به شاخ می شوم با گوزن های نرگردن بوفالوها را میشکنمبگذار...

غروب سیزده به در بود و نشسته بودم کنار آتشی که نفس های آخرش ...

نامه گلشیفته فراهانی پیش از ترک تهران:چه می‌شد اگر آن روز گر...

آرامش

سلام عزیزای دل لطفا لایک کامنت بازنشر فراموش نشه با تشکر ✈️❀...

⟨عاشق بودن رو از شاملو یاد بگیرید اونجا که به ایدا میگه؛محبو...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

پیشنهاد میشه که:حـــالِ خوب میخواهی؟! یاد بگیر رویِ پایِ خود...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط