{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ای

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ای
بلبلی سردرگریبان، گوشه گیرم کرده ای

غنچه ی دلدادگی را در دلم پرپر مکن
مهربانی کن اگر حتی اسیرم کرده ای

صورت پژمرده ام بر درد عشقت شد گواه
لااقل اندازه ی یک قرن پیرم کرده ای

نذر کردم، هرکه هرجا گفت حاجت می دهد
تا که یارم باشی ازبس ناگزیرم کرده ای

عاشق من گر نبودی، جرم من را خود بگو!
دل چرا بردی؟ چرا پس دستگیرم کرده ای؟

باغ جان را از نسیم شوق دیدارت چه سود
گر بیایی در برم، وقتی کویرم کرده ای
دیدگاه ها (۱)

با نوایت درنوایم با تو دیگر غرقِ سازمدرمیانِ سایه هایت می نش...

من عاشق سکوتم و کم حرف می زنمهر وقت دل شکسته ترم حرف می زنما...

سیمین بر من ، قد کشیده در هجوم بادبا نگاه مست خود بسته برمن ...

ای که همه نگاه من،خورده گره به روی توتا نرود نفس ز تن ،پا نک...

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه...

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه...

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ایبلبلی سردرگریبان، گوشه...

جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم ؛ تو داری زود پ...

جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم ؛ تو داری زود پ...

جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم ؛ تو داری زود پ...

*جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم ؛ تو داری زود ...

... جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم، تو داری زو...

جنگلی سبزم ولی کم کم کویرم می کنیمن میانسالم ؛ تو داری زود پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط