عاشقی این است اگر از عشق سیرم کرده ای

عاشقی این است اگر، از عشق سیرم کرده ای
بلبلی سردرگریبان، گوشه گیرم کرده ای

غنچه ی دلدادگی را در دلم پرپر مکن
مهربانی کن اگر حتی اسیرم کرده ای

صورت پژمرده ام بر درد عشقت شد گواه
لااقل اندازه ی یک قرن پیرم کرده ای

نذر کردم، هرکه هرجا گفت حاجت می دهد
تا که یارم باشی ازبس ناگزیرم کرده ای

عاشق من گر نبودی، جرم من را خود بگو!
دل چرا بردی؟ چرا پس دستگیرم کرده ای؟

باغ جان را از نسیم شوق دیدارت چه سود
گر بیایی در برم، وقتی کویرم کرده ای
دیدگاه ها (۲)

هی.... ... غریبه ترین.... آشنای من.... کاش ....... خودت هم ...

صدایت را دوست دارمبگو از من از عشق در آغوشم بگیر و درگوشماز ...

کاش می شد نروی تا تک و تنها نشومبی تو دیوانه ترین عاشق شیدا ...

تــــــو عاشقانه ترین رکعت...غزل هستی برای خواندن تو ...قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط