{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته است

بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته است
بگذار تا سپیده بخندد به روی ما
بنشین ببین که : دختر خورشید صبحگاه
حسرت خورد ز روشنی آرزوی ما

بنشین مرو هنوز به کامت ندیده ایم
...بنشین مرو هنوز کلامی نگفته ایم
بنشین مرو چه غم که شب از نیمه رفته است ؟
بنشین که با خیال تو شب ها نخفته ایم

بنشین مرو که در دل شب در پناه ماه
خوشتر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست
بنشین و جاودانه به آزار من مکوش
یکدم کنار دوست نشستن گناه نیست

بنشین مرو حکایت وقت دگر مگو
شاید نماند فرصت دیدار دیگری
آخر تو نیز با مَنَت از عشق گفتگوست
غیر از ملال و رنج ازین در چه می بری ؟

بنشین مرو صفای تمنای من ببین
امشب چراغ عشق در این خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشین مرو مرو که نه هنگام رفتن است

اینک تو رفته ای و من از راه های دور
می بینمت به بستر خود برده ای پناه
می بینمت نخفته بر آن پرنیان سرد
می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه

درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ
خواب از تو در گریز و تو ازخواب در گریز
یاد مَنَت نشسته برابر، پریده رنگ
با خویشتن به خلوت دل می کنی ستیز ...

فريدون مشیری
دیدگاه ها (۴)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

جووووووون 😋😁 ᭂ⃟باز آمد بوی ماه مدرسه،بوی بازی های راه مدرسهب...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

ای پری سیما بیا ، ای خوشتر از رویا بیاای عبادتگاه عشق و آرزو...

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط