رفت و با رفتن مرا با غصه اش بی تاب کرد

رفت و با رفتن مرا با غصه اش بی تاب کرد
با نبودش هی دلم را ذره ذرهِ آب کرد

باب بودم باب میلِ هر که می فهمید عشق
آخرش خود را دلِ من همدمِ ناباب کرد

عشق ورزیِ عزیزِ مصر هم بیهوده بود
عاقبت هم بی وفایی را زلیخا باب کرد

نوش دارو دیر آید بی گمان بی فایدست
رستم از دیر آمدن هم ناله بر سهراب کرد

از خودِ آدم به آدم غصه و غم می رسد
بعد از آن هم دل شکست و هم مرا بی خواب کرد
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

تو که رفتی همه جا را غم سیلاب گرفتکُدیین از سرم آرامش اعصاب ...

تو که رفتی همه جا را غم سیلاب گرفتکُدیین از سرم آرامش اعصاب ...

تو که رفتی همه جا را غم سیلاب گرفتکُدیین از سرم آرامش اعصاب ...

تو که رفتی همه جا را غم سیلاب گرفتکُدیین از سرم آرامش اعصاب ...

تو که رفتی همه جا را غم سیلاب گرفتکُدیین از سرم آرامش اعصاب ...

بعد از تو خدا خانه نشینم کردهبا غصه و با درد غمینم کردهاز عش...

بعد از تو خدا خانه نشینم کردهبا غصه و با درد غمینم کردهاز عش...

بعد از تو خدا خانه نشینم کردهبا غصه و با درد غمینم کردهاز عش...

خرم آن دم که مرا بر سر تابوت برند

از لبش دل آیه های عشق زیبا می شنیدمعنیِ یاسین و رحمان را به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط