پاییز…

پاییز…

شعری ست که

دست هاي‌ من و ” تو “

قافیه ي

آخر ان می شود

سخت و محکم و گرم عاشقانه…

#مهربانو_پاییزی
#عکاسی
#چای
#قهوه
#کافه
#عشق
#پاییز
#تولدم_مبارک
#مهرماهی
#پاییز
#عشق
دیدگاه ها (۱۰)

پاییز شعری ستکه دستهای من وتوقافیه ی آخر آن می‌شود محکم،گرم،...

قسم به زن؛شعری که نفس می‌کشد.#پاییز #مهربانو_پاییزی #عشق #شع...

دلم با نگاهش گلاویز شد چشاشو یه آن بست پاییز شد...#پاییز 05...

با هر آن چه خداوند به من بخشيده؛عاشقت شدم...#مهربانو_پاییزی ...

پروردگار زنانِ جنوبی را از گِلِ خالص و معصوميت و کمی از آب ه...

وقتی که رسید بوی باران می دادبوی نم کوچه و خیابان می دادپایی...

.بازے رنگها است پاییزتکلم تند باد است در رگ برگو چکه چکه ......

"ما با هم دو استکان چای نوشیدیم"و این جمله شعر نیست،استکان د...

دلِ من ساکنِ دیوار و دری که تو هر روز از آن می‌گذری و دلِ من...

.مَردها ڪہ شعر نمیگویند" زن " را بہ آغوش مے ڪِشند بہ سینہ می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط