رشته گیسو

رشته گیسو

مضراب با انگشت من ، گیتار تار موی تو
رقاصه،انگشتان من ، درخرمن گیسوی تو
با شوق مستی در دل و میخانه چشمان تو
سرگشته و حیران منم ،آواره ای در کوی تو
جانی رسیده تا به لب،آغوش گرمی سهم تو
دلداده ام ای دلربا،این جان و این بازوی تو
لبریزی از شور و شرر ، من بر تماشا تشنه تر
خوش جانستانی میکند،هر رشته گیسوی تو
تشویش محفل میشود،لرزیدنت هنگام رقص
آتش به جانها میزند ، اخم و لب و ابروی تو
بر شیطنت استادی و در دلبری تنها ترین
دلها به یغما میبرد ، شهلای چشم آهوی تو
لبخند تو پر وسوسه ، جام نگاهت آتشین
داد تمنا میبرد از هر لبی خوش خوی تو
وای از نگاه اولین ، شوق اسارت در کمین
خوش صید شاعر میکند،هر تار تار موی تو
دیدگاه ها (۱)

همایون رحیمیان

#ذکر_روز_چهارشنبه •┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط