{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد

 

و چقدر ناسپاسی ات کردم


و ندیده بودم کودکی که موهایش را شیمی درمانی برده است


ولی ایمانش به تو ازمن بیشتر است و میخندد


و میخند و راضیست به رضای تو


و من چه ناسپاسم
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

برده عمارت جئون

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد و چقدر ناسپ...

دعا غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزد وچقدر ن...

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزدوچقدر ناسپاس...

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزدوچقدر ناسپاس...

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزدوچقدر ناسپاس...

غم موهایم را داشتم که یکدست و لخت نیست که میریزدوچقدر ناسپاس...

نوجوان که بودم غصه بد حالتی موهایم را میخوردم               ...

سلام دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ای کوتاه،و صدایی شنیدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط