{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نوجوان که بودم غصه بد حالتی موهایم را میخوردم

نوجوان که بودم غصه بد حالتی موهایم را میخوردم

                 جوان که شدم ناراحت سفید شدن زود هنگام موهایم بودم

                                      و چقدر ناسپاسی میکردم

                 و ندیده بودم کودک سرطانی را که همه موهایش ریخته بود

             ولی ایمانش از من بیشتر بود و میخندید و راضی به رضای خدا بود

                                     و من چقدر ناسپاس بودم۰۰۰
دیدگاه ها (۲)

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

دو پارتی وقتی رفته بودی والیبال و ......‌....پارت ۱سلام من ا...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

part : 43chapter : 2× با اون پسره ی عوضی میرقصی آره ؟ من امش...

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

part : 6اما ناگهان در باز شددختری با لباس باز و آرایش غلیظ ب...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

فیک کوک پارت ¹⁵ که در همان لحظه در اتاق کوک باز شد و چهره ی ...

تکپارتی جونگکوک.و ا/ت..

«جاده»...«راه رفتن»...شاید یکی از بهترین تسکین‌های آدم همین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط