شام فردا که رسد، زینبِ گریان و دوان
شام فردا که رسد، زینبِ گریان و دوان
در هیاهوی رذیلانه ی آن اهرمنان
پرسد از پیکر صدچاکِ شهِ تشنه زبان
که شهیدانِ که اند این همه خونین کفنان؟
جگر رود فرات از تف او سوزان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
در هیاهوی رذیلانه ی آن اهرمنان
پرسد از پیکر صدچاکِ شهِ تشنه زبان
که شهیدانِ که اند این همه خونین کفنان؟
جگر رود فرات از تف او سوزان است
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع
- ۶۸۰
- ۰۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط