یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشد

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشد
بر شب تیره ی من گردش ماهی بکشد

ماه من،با تو شب تیره چه معنا دارد؟
جز که شرمنده شود بار گناهی بکشد

به یقین میرسد آن روز به زودی که یکی
تا به مقصد برسیم از جگر آهی بکشد

چشم خورشید هم از دیدن تو کور شود
ترسم ازعمق حسد چهره به چاهی بکشد

طی شود ماتم دل مردگی ام ، همسفران
باغ آیینه اگر طرح نگاهی بکشد

با کدامین نفس سرخ نشانت بدهم؟
وای اگر عاشق دلسوخته ،آهی بکشد

عشق ،ای رزق مقدر !نفسم باد به باد
دل اگر جز تو ز کس منت کاهی بکشد
دیدگاه ها (۱)

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشد بر شب تیره ی من گردش ما...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شـب تیـرهٔ مـن گـر...

یک نفر نیست که از من به تو راهی بکشدبر شب تیره ی من گردش ماه...

من از مجاورتِ یک درخت می آیمکه روی پوستِ آندست های ساده ی غر...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عصر يک جمعه‌ي دلگيردلم گفت بگويم بنويسمکه چرا عشق به سامان ن...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو ...

* با یک سلام، تا سپیده با خدا باشیم *در شب قدر از آسمان فرشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط