علامه حسن زاده آملی ره : عبادت باید مقرون به فکر باشد تا حضور و مراقبت بیاورد ، و الا به صِرف نمازگزاردن، این نفس متعالی نمیشود . حضرت محمد (ص) فرمودند :
«تفكر ساعة خير من عبادة ستين سنة؛
یك ساعت تفكر از شصت سال(برخی گفته اند ۷۰ سال) عبادت بهتر است»
علامه مجلسی می گوید :
«قال بعضالأكابر إنما كان الفكر أفضل لأنه عمل القلب و هو أفضل من الجوارح فعمله أشرف من عملها أ لا تري إلي قوله تعالي أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي فجعل الصلاة وسيلة إلي ذكر القلب و المقصود أشرف من الوسيلة ؛
فكر كردنی كه منجر به انجام كامل تر عبادات گردد مثل نماز كه بدون توجه به خدا و رعایت تمام مسایل صورت گیرد با فضیلت تر است؛ چرا كه عمل قلبی است و عمل قلبی از عمل بدنی و جوارحی برتر است و نماز هم چون وسیله ای برای ذكر قلب است اگر توجه و دقت و تفكر واقعی در آن نباشد، شرعا صحیح خواهد بود؛ ولی مقبول نخواهد بود، اینجا مراد این نیست كه نماز و اعمال عبادی دیگر انجام نگیرد؛ بلكه هر چیزی در جای خودش نیكو است و به عنوان وظیفه لازم است و ما به انجام آن ماموریم و مراد آن است كه اصل تفكر از عبادت بی تفكر برتراست و آثار بیشتری دارد
از نظر اسلام هر تفكری عبادت نیست ، بلكه تفكری كه در احادیث اسلامی برای آن فضیلت بسیار وارد شده، تفكری است كه در مسیر تكامل معنوی انسانی باشد .
تفكری كه انسان درباره مسائل مادی بدون هیچ گونه ارتباطی با مسائل معنوی داشته باشد، از آن خاصیت برخوردار نیست.
مثلاً انسان بیندیشد كه هدف از آفرینش وی چیست و این كه خلقت او بیهوده نمیباشد و ارزش او به چیست؟ این تفكر كه انسان را به هدف خلقت، كه رشد آدمی و در بستر عبادت خدا است ، متوجه میسازد و عبادت ارزشمند انسان در طول عمر میتواند معلول چنین تفكری باشد.
پس تفكر حقیقی به ارتباط و عبودیت واقعی خداوند منتهی میشود. اما عبادت بدون تفكر آن اهمیت را نخواهد داشت.
خدا به انسان نیروی فكر و تعقل داد كه ابتدا خود را بشناسد تا بعد از آن در احوال هستی تدبّر و تفكر كند، زیرا حاصل چنین تفكری، انسان ساز است و راه عبودیت و بندگی را به بهترین شكل می نمایاند.
آن چه در آیات و روایات راجع به تفكر آمده اشاره به تفكری دارد كه از ظلمت به نور رهنمون كند! تفكری كه انسان را از حالت ایستایی بازستاند و به حركت و پویایی درآورد.
به نظر شما تصميمي كه «حر» در كربلا گرفت و نتيجه تفكر چند دقيقه اي او بود ارزش چند سال عبادت را دارد ؟
یك ساعت تفكر از شصت سال(برخی گفته اند ۷۰ سال) عبادت بهتر است»
علامه مجلسی می گوید :
«قال بعضالأكابر إنما كان الفكر أفضل لأنه عمل القلب و هو أفضل من الجوارح فعمله أشرف من عملها أ لا تري إلي قوله تعالي أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي فجعل الصلاة وسيلة إلي ذكر القلب و المقصود أشرف من الوسيلة ؛
فكر كردنی كه منجر به انجام كامل تر عبادات گردد مثل نماز كه بدون توجه به خدا و رعایت تمام مسایل صورت گیرد با فضیلت تر است؛ چرا كه عمل قلبی است و عمل قلبی از عمل بدنی و جوارحی برتر است و نماز هم چون وسیله ای برای ذكر قلب است اگر توجه و دقت و تفكر واقعی در آن نباشد، شرعا صحیح خواهد بود؛ ولی مقبول نخواهد بود، اینجا مراد این نیست كه نماز و اعمال عبادی دیگر انجام نگیرد؛ بلكه هر چیزی در جای خودش نیكو است و به عنوان وظیفه لازم است و ما به انجام آن ماموریم و مراد آن است كه اصل تفكر از عبادت بی تفكر برتراست و آثار بیشتری دارد
از نظر اسلام هر تفكری عبادت نیست ، بلكه تفكری كه در احادیث اسلامی برای آن فضیلت بسیار وارد شده، تفكری است كه در مسیر تكامل معنوی انسانی باشد .
تفكری كه انسان درباره مسائل مادی بدون هیچ گونه ارتباطی با مسائل معنوی داشته باشد، از آن خاصیت برخوردار نیست.
مثلاً انسان بیندیشد كه هدف از آفرینش وی چیست و این كه خلقت او بیهوده نمیباشد و ارزش او به چیست؟ این تفكر كه انسان را به هدف خلقت، كه رشد آدمی و در بستر عبادت خدا است ، متوجه میسازد و عبادت ارزشمند انسان در طول عمر میتواند معلول چنین تفكری باشد.
پس تفكر حقیقی به ارتباط و عبودیت واقعی خداوند منتهی میشود. اما عبادت بدون تفكر آن اهمیت را نخواهد داشت.
خدا به انسان نیروی فكر و تعقل داد كه ابتدا خود را بشناسد تا بعد از آن در احوال هستی تدبّر و تفكر كند، زیرا حاصل چنین تفكری، انسان ساز است و راه عبودیت و بندگی را به بهترین شكل می نمایاند.
آن چه در آیات و روایات راجع به تفكر آمده اشاره به تفكری دارد كه از ظلمت به نور رهنمون كند! تفكری كه انسان را از حالت ایستایی بازستاند و به حركت و پویایی درآورد.
به نظر شما تصميمي كه «حر» در كربلا گرفت و نتيجه تفكر چند دقيقه اي او بود ارزش چند سال عبادت را دارد ؟
- ۴.۱k
- ۲۴ دی ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط