اهل دانشگاهم

اهل دانشگاهم
قبله ام استاد
جانمازم نمره
پیشه‌ام مشروطی
من کتابم را وقتی میخوانم
که بگویداستاد
امتحان نزدیک است
دیشب اماخواندم
یک ورق ازآنرا
همه ذرات وجودم متعجب شده‌اند
دیدگاه ها (۲)

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

پارت چهارم | «فقط یه استاد»جمعه، بعد از آخرین کلاس، حیاط دان...

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

اهل دانشگاهم!قبله ام استادجانمازم نمرهپیشه ام مشروطیمن کتابم...

اهل دانشگاهم!قبله ام استادجانمازم نمرهپیشه ام مشروطیمن کتابم...

اهل دانشگاهم!قبله ام استادجانمازم نمرهپیشه ام مشروطیمن کتابم...

روز دانشجو مبارکاهل دانشگاهم!پیشه ام مشروطیمن کتابم راوقتی م...

اهل دانشگاهمقبله ام استاداستجانمازم نمرهپیشه ام مشروطیتمن کت...

امتحان تموم شد خیلی خوشحال نشویددیدم خیلی سنگ شدید گفتم ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط