هرنگاهی محرم دیدار روی یار نیست
هرنگاهی محرم دیدار روی یار نیست
هردلی در عاشقی خوش دست وشیرین کارنیس
یاد باد آن روزگار ای دل ک یاری داشتی
از گذرها میگذشتی خیره سرهنگامه جو
روز وشب با یار یک دل مینشستی روب رو
حالیا بی های وهویی آن سرافرازی چ شد
یار را بازی گرفتی آخربازی چه شد
این زمان دیگرسرتو با گریبان آشناست
هردلی ارزان فروشد یاراین را سزاست
اعتبارهردلی درخوبی دلدار اوست
آبروی هرکسی درآبروی یاراوست
گفته بودم باتو رسم عاشقی اینگونه نیس
پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گیست
گفته بودم باتوای دل دیوانه بس کن سرکشی
بس نکردی سرکشی اکنون اسیرآتشی
شب سحرشد بامداد آمد تومینالی هنوز
نوش جونت زهرحسرت
ای دل رسوا سوز......
هردلی در عاشقی خوش دست وشیرین کارنیس
یاد باد آن روزگار ای دل ک یاری داشتی
از گذرها میگذشتی خیره سرهنگامه جو
روز وشب با یار یک دل مینشستی روب رو
حالیا بی های وهویی آن سرافرازی چ شد
یار را بازی گرفتی آخربازی چه شد
این زمان دیگرسرتو با گریبان آشناست
هردلی ارزان فروشد یاراین را سزاست
اعتبارهردلی درخوبی دلدار اوست
آبروی هرکسی درآبروی یاراوست
گفته بودم باتو رسم عاشقی اینگونه نیس
پیش یار از دیگری افسانه گفتن خیره گیست
گفته بودم باتوای دل دیوانه بس کن سرکشی
بس نکردی سرکشی اکنون اسیرآتشی
شب سحرشد بامداد آمد تومینالی هنوز
نوش جونت زهرحسرت
ای دل رسوا سوز......
- ۲.۱k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط