آن که رویِ شانه ها یک بافه گیسو می بَرد

آن که رویِ شانه ها یک بافه گیسو می بَرد
صدبغل شعر وغزل با چشم و ابرو می بَرد

هـر زمانی عشوه می ریــزد میان کوچه ها
از تنش بادِ بهـاران عطــرِ خوش بو می بَرد

پشت پَرچین میسپارد روسری را دستِ باد
بی خیال از هر نسیمی شانه بر مو می بَرد

لــرزش بــرجستگی ها دکـمه را وا می کند
در میــانِ پیــرهن وقتی کــه تیهـو می بَرد

راز و رمزش را نمیدانم ولی دائم به چشم
سرمه ای دارد کـه دل از بچــه آهو می بَرد

هـر زمـان با جیغ و داد آیـد صـدای وای نه
یک نفــر از بـاغ او دزدانــــه لیمــو می بَرد

بی خبر از حرف مردم دخترِ وحشی صفت
آبــــرویِ عـــاشقـان را بـا هیـاهــــو می بَرد

قهوه را شیرین بنوشم هر زمان بانو عسل
قَـدری از شهـدِ شکــر از کـام کنـدو می بَرد
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی

007-پنهان در مه - پارت ۱۰۱

مردانی که رفتند تا راه گم نشود

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 133 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩مو...

ناهید نقشبندی نویسنده‌ی سنندجی

تکاپو پارت 43=باند عزیزم!

مرضیه نیکویی

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 135✦....

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط