ازدواج نافرجام
《 ازدواج نافرجام 》
(๑˙❥˙๑) پارت 133 (๑˙❥˙๑)
موسیقی بیسدار فضای بار را به لرزه درآورده بود و نورهای بنفش و سربی میان مه غلیظی از دود سیگار میرقصیدند در مرکز این هیاهو پیست رقص شبیه به دریایی از سایههای متحرک بود اما وقتی ویوا وارد شد انگار زمان برای لحظهای ایستاد
ست پولکی بژ او زیر نورهای لیزری مثل پولکهای یک پریدریایی در اعماق اقیانوسی تاریک میدرخشید. با هر قدمی که برمیداشت زنجیر طلایی دور کمرش روی پارچهی براق شورتکاش میلغزید و صدای جینگجینگ ضعیفی ایجاد میکرد که در میان غرش موسیقی گم میشد کت روی شانههاش با غرور تکان میخورد و شومیز حریرش با بیقیدی خطوط ظریف اندامش رو به رخ میکشید در اون فضای تاریک تنها منبع نوری بود که چشمها رو کور میکرد
در همون لحظه در طبقه بالا و پشت نردههای طلایی بخش VIP جونگکوک تکیهاش رو از صندلی چرمی گرفت و با کت مشکی و پیراهن سفیدی که دکمههایش تا نیمه باز بود شبیه به سایهای بود که در کمین نور نشسته است یخ درون لیوانش رو با حرکتی آرام تکون داد و نگاهش رو از میان جمعیت پایین گذروند تا اینکه روی درخشش خیرهکننده قفل شد
ویوا بیخبر از نگاهی که روش سنگینی میکرد به سمت بار حرکت کرد بوی عطر تند و شیرین زنانهاش در میان بوی الکل و دود سیگار پیچید درست وقتی که دستش رو به لبهی سرد میز بار گرفت سرش رو بالا آورد نگاهش از میان مه بنفش مستقیماً به سمت بخش VIP و چشمهای تاریک مردی رفت که بالای ایستاده بود
برخورد نگاهشون بلندتر از صدای موسیقی بود جونگکوک با نیشخندی محو همراه با اخم ریزی مردانه اش مخلوت بود سر تا پاش رو ورندازه کرد و لیوانش را به نشانه سلام بالا برد و ویوا در حالی که نور سرخ نئون روی پولکهای لباسش میدوید با جسارت تمام نگاهش رو ازش نگرفت
تصمیمش قطعی بود با تمام توان جسارتش رو جمع کرده بود تا این جدایی رو به پایان برسون
توی اون لحظه بار فقط یک مکان مهمونی یا پارتی نبود اونجا میدان جنگی بود که میان احساسات این دو نفر با زبان سکوت شروع شده بود
اتصال نگاهشون با قدمی که جونگکوک به سمتش پله های پایین برداشت قطع شد ... ویوا برگشت سمته باتندر و کوتاه آروم گفت : یه ایِاماف لطفاً
بارتندر که مرد جوان بود چشم گفت و به سمت بکبار رفت
ضربه صدای بلند موسیقی همانند پتکی روی اعصابش کوبیده می شد
و باعث اخم ریز ویوا شد آرزو میکرد هرچه زودتر این پارتی به پایان برسه و اولین دیدارش با جونگکوک خارج از این مهمانی پایان این جدایی خواهد بود.. عطر آشنایی رو استشمام کرد..
اسلاید ۲ استایل جونگکوک
اسلاید ۳ استایل ویوا
(๑˙❥˙๑) پارت 133 (๑˙❥˙๑)
موسیقی بیسدار فضای بار را به لرزه درآورده بود و نورهای بنفش و سربی میان مه غلیظی از دود سیگار میرقصیدند در مرکز این هیاهو پیست رقص شبیه به دریایی از سایههای متحرک بود اما وقتی ویوا وارد شد انگار زمان برای لحظهای ایستاد
ست پولکی بژ او زیر نورهای لیزری مثل پولکهای یک پریدریایی در اعماق اقیانوسی تاریک میدرخشید. با هر قدمی که برمیداشت زنجیر طلایی دور کمرش روی پارچهی براق شورتکاش میلغزید و صدای جینگجینگ ضعیفی ایجاد میکرد که در میان غرش موسیقی گم میشد کت روی شانههاش با غرور تکان میخورد و شومیز حریرش با بیقیدی خطوط ظریف اندامش رو به رخ میکشید در اون فضای تاریک تنها منبع نوری بود که چشمها رو کور میکرد
در همون لحظه در طبقه بالا و پشت نردههای طلایی بخش VIP جونگکوک تکیهاش رو از صندلی چرمی گرفت و با کت مشکی و پیراهن سفیدی که دکمههایش تا نیمه باز بود شبیه به سایهای بود که در کمین نور نشسته است یخ درون لیوانش رو با حرکتی آرام تکون داد و نگاهش رو از میان جمعیت پایین گذروند تا اینکه روی درخشش خیرهکننده قفل شد
ویوا بیخبر از نگاهی که روش سنگینی میکرد به سمت بار حرکت کرد بوی عطر تند و شیرین زنانهاش در میان بوی الکل و دود سیگار پیچید درست وقتی که دستش رو به لبهی سرد میز بار گرفت سرش رو بالا آورد نگاهش از میان مه بنفش مستقیماً به سمت بخش VIP و چشمهای تاریک مردی رفت که بالای ایستاده بود
برخورد نگاهشون بلندتر از صدای موسیقی بود جونگکوک با نیشخندی محو همراه با اخم ریزی مردانه اش مخلوت بود سر تا پاش رو ورندازه کرد و لیوانش را به نشانه سلام بالا برد و ویوا در حالی که نور سرخ نئون روی پولکهای لباسش میدوید با جسارت تمام نگاهش رو ازش نگرفت
تصمیمش قطعی بود با تمام توان جسارتش رو جمع کرده بود تا این جدایی رو به پایان برسون
توی اون لحظه بار فقط یک مکان مهمونی یا پارتی نبود اونجا میدان جنگی بود که میان احساسات این دو نفر با زبان سکوت شروع شده بود
اتصال نگاهشون با قدمی که جونگکوک به سمتش پله های پایین برداشت قطع شد ... ویوا برگشت سمته باتندر و کوتاه آروم گفت : یه ایِاماف لطفاً
بارتندر که مرد جوان بود چشم گفت و به سمت بکبار رفت
ضربه صدای بلند موسیقی همانند پتکی روی اعصابش کوبیده می شد
و باعث اخم ریز ویوا شد آرزو میکرد هرچه زودتر این پارتی به پایان برسه و اولین دیدارش با جونگکوک خارج از این مهمانی پایان این جدایی خواهد بود.. عطر آشنایی رو استشمام کرد..
اسلاید ۲ استایل جونگکوک
اسلاید ۳ استایل ویوا
- ۶۱۶
- ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط