{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پس از یک شهر غربت، دوستی آمد به بالینم

پس از یک شهر غربت، دوستی آمد به بالینم
به او گفتم: ببین این است دنیا گفت: می بینم

زمین خوردی، قبول اما زمان درمان هر دردی است
من از اینکه پس از تو دشمنان شادند غمگینم

اگر بغضت امانت داد یا پایت توان، برخیز
که پای بید مجنونی به خاک افتاده ننشینم

خداحافظ که گفتم باز داغت تازه شد، دیدی
"به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم؟"

چه شبهایی که دستت غصه هایم را ورق می زد
و جاری بود مویت در بلندای مضامینم

من آن قدری که تو معشوقه ای شاعر نخواهم شد
که در آئینه خود را "حافظی" دیگر نمی بینم

عقابی کوه را در خواب دید و در قفس دق کرد
به جای شانه هایت، مرگ خواهد داد تسکینم

#عبدالمهدی_نوری
دیدگاه ها (۵)

شمع به کبریت گفت:از تو میترسم تو قاتل من هستی...کبریت گفت:از...

کاش سوغاتی زوار بقیعمُهری از تربت مادر می شد

یک روز رسیدن به تو رویای من این استهربار فقط از تو تمنای من ...

کی میگه ما نسل سوخته و جز غاله شده ایم؟؟؟ ما که تو خونه های ...

پس از یک شهر غربت، دوستی آمد به بالینمبه او گفتم: ببین این ا...

پس از یک شهر غربت، دوستی آمد به بالینمبه او گفتم: ببین این ا...

پس از یک شهرغربت ، دوستی آمد به بالینم به او گفتم:ببین این ا...

از مادربزرگم پرسیدم پدربزرگ برات گل خرید؟با لبخند گفت، تمام ...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

#دلشکسته #عشق نافرجام#دلتنگی💔💔💔💔💔💔💔💔💔من فقط از خدا می خوامتو...

ویدئو زیبا

ویدئو زیبا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط