{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام بر ماه مهجورم سلام آقای

سلام بر ماه مهجورم سلام آقای
غریبو مظلومم
.
آقا جان .

دل بسته ام مرا ز سر خویش وا مکن

از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن

هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر

گویم گرفته ای ز عنایت رها مکن

من با تو پیش از آمدنم آشنا شدم

ای آشنا مفارقت از آشنا مکن

تنها بود به دست تو طومار جرم من

این مشت بسته را به بر خلق وا مکن

درمان درد من نبود غیر درد عشق

این درد را ز لطف بیفزا دوا مکن

در من اگر سعادت ترک خطا نبود

در تو کرامت است تو ترک عطا مکن

خواهی اگر ز لطف به من اعتنا کنی

دیگر به کثرت گنهم اعتنا مکن

نزد کریم فرق ندارند خوب و بد

یکجا قبول کن همگان را سوا مکن

عمری به زخم تیر بلا سینه ام بسوز

آنی به هجر خویش مرا مبتلا مکن "میثم" اگر ترک تن و ترک جان کنی

ترک محبت علی مرتضی مکن
دیدگاه ها (۱)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

یاابن الحسنآقا جاندل بسته اممرا ز سر خویش وا مکناز من مرا جد...

دل بسته‌ام مرا ز سر خویش وا مکناز من مرا جدا کن و از خود جدا...

امام رضا✨ دل بسته ام مرا ز سر خویش وا مڪن✨ از من مرا جدا ڪن ...

جان من ، از جان گذشتن کار مشتاقان بود

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مراگاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مرا...

مجنون شدم که راهی صحرا کنی مرا گاهی غبار جاده ی لیلا، کنی مر...

بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکنمهر حریف و یار دگر می‌کنی مکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط