گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان
آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا بَر دَهان

گفت که سلطان مَنم، جانِ گلستان مَنم
حَضرتِ چون مَن شَهی، وآنگه یادِ فُلان؟

دفِّ مَنی هین مَخور سیلیِ هَر ناکَسی
نایِ مَنی هین مَکُن از دَمِ هَر کَس فَغان

پیشِ چو مَن کِیقُباد، چَشمِ بَدم دور باد!
حیف نَباشَد که تو یاد کُنی از کِهان؟

جُغد بُوَد کو به باغ یادِ خَرابه کند
زاغ بُوَد کو بَهار، یاد کند از خَزان

چَنگ به مَن دَر زدی، چَنگِ مَنی دَر کنار
تار که دَر زَخمه‌ام سُست شَوَد، بُگسَلان

پُشتِ جهان دیده‌ای رویِ جَهان را ببین
پُشت به خود کن که تا روی نَماید جَهان

ای قمرِ زیر میغ! خویش نَدیدی، دریغ!
چند چو سایه دَوی، در پیِ این دیگران؟

بَس که مَرا دامِ شعر، از دَغَلی بَند کرد
تا که زِ دَستم شکار، جَست سویِ گلسِتان

در پیِ دُزدی بُدَم، دُزد دِگَر بانگ کرد
هِشتم بازآمَدم، گفتم و هین چیست آن؟

گفت که اینک نشان، دُزدِ تو این سوی رَفت
دُزدِ مَرا باد داد آن دَغَلِ کَژنِشان


#ایران #هنرمندان_ایرانی #شعر #مولانا
دیدگاه ها (۱)

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتان🌸آمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا...

کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مراطوطی اندیشه او همچو شکر خورد...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

هر چند همچو گل همه بر باد رفته اند هرگز گمان مدار که از یاد...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشمانِ چو ش...

هر چند همچو گل همه بر باد رفته اندهرگز گمان مدار که از یاد ر...

پی دانش و علم کوشش کنیم جهان روشن از نور دانش کنیم نکو سیر...

شعله بی امان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط