🎀💕•عشق لجباز •💕🎀

🎀💕•عشق لجباز •💕🎀
#part_28

#طاها

رها بیدار شد
رها:سلام
طاها:عع سلام بیدار شدی؟
مبین:نه خوابه هنوز😂
طاها:هر هر😐
نازی :خب راس میگه دگ طاها اخه این چه سوالیه
رها:😂
طاها:بجا این چرت و پرتا پاشین برین شکیب و فریال و بیدار کنین یچیز بخوریم مردم از گشنگی
رها:عاره موافقم منم گشنمه
طاها :ای جان :)
مبین:عع خب بریم دگگ

رفتیم بالا جلو در اتاقشون در باز کردیم
طاها:خب بچه ها پا....
عع عع استغفرالله اینا چرا لختن
رها:عع بیاین بیرون ببینم زشته
طاها:چش چش😂
درو بستیم رها در زد

رها: فریال
شکیب...
فررریاااال

فریال:بعله بعله
رها:خاهرم پاشید دگ سرویس شدیم از گشنگی
شکیب:اووومدیم
مبین :ببینیم و تعریف کنیم😏

#مبین
رفتیم پایین و نشستیم تو تی وی روم و منتظر شکیب و فریال شدیم
بعد از چند مین دیدیم اومدن با سر کله خیییلی کبود 😂👅
تا دیدیمشون همه زدیم زیر خنده
فریال:وا چتونه چرا میخندین
رها:😂😂😂واییی دلممم عزیز😂😂م یه نگاه😂😂😂تو اینع بنداز
شکیب :خل شدیدنا ببینمت فریال
اوه شت 😂
خب حالا مگه چیه
فریال:چیههه شکیب
شکیب:عشقم کبودی😂🔥
فریال:جییییییغ شکیب پدرتو در میارم
شکیب:اقققا یعنی چی خبببب
طاها:داداش بد زدی😂😂😂
شکیب:هیسس قراره جر بخورم😂🥺

ادامه دارد ... •📕❤•

#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
دیدگاه ها (۱)

#part_113 #نازی رها که برگشت طاها باهاش نبود قیافش خیلی گرفت...

#part_80 #طاها مبین-عاقا خوبم لباسم چروک نیس که شکیب-حجی دفع...

پارت یازدهم #رها دیدم رایا خیلی عصبی بلند شدم ارومش کنم همی...

ادامه ی پارت هفدهم part_17#نازیطاها حالش بد شد که بهش دو تا...

#پارت ۲۲ #رمان #عشق_تنهای_من# رهاکم کم سوار ماشین شدیم و ر...

#پارت_پارت_بیست_و_دورها: رفتم سر یخچال که یهو حولم گیر کرد ب...

🎀💕•عشق لجباز •💕🎀#part_11#طاهااز خواب بیدار شدم و داشتم با گو...

#part_53 #فریال فریال_خب ببین داستان اینطوره که طاها اصلا اه...

عشق شرور

#part37#رهااز اتاق خارج شدم و رفتم داخل آشپزخونه.فریال- چرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط