از اینجا تا بوسه هایت چند

از اینجا تا بوسه هایت چند
خیابان فاصله است
چند کوچه تا حریر گیسوانت
چند پله تا پیراهن تنت
از اینجا تا تو را دیدن
تا پهنای خمار چشمانت
یک دل تنها
یک دل راه مانده
من می آیم
ته همان کوچه بن بست
با کودتای آغوشت
تورا پنهان از چشم همه
می بوسم
وتو دوست داشتنت را
 میان بازوان تنهایی ام
 انکار میکنی
بیا
قرار ما همان
بن بست دلتنگی
وای...
 اگر تو نیایی...
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش اول)

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

{محکوم به لمس } part ۲۲ 杂交种 ناگهان ترس لو رفتن در دل آرو کا...

از اینجا تا بوسه هایت چندخیابان فاصله است چند کوچه تا حریر گ...

از اینجا تا بوسه هایت چندخیابان فاصله است چند کوچه تا حریر گ...

کوچه بن بست وتو اینجا وشب و لبهایتصد و ده بار110 برسدمی بوسم...

کوچه بن بست وتو اینجا وشب و لبهایتصد و ده بار110 برسدمی بوسم...

ای زیباروسیاهی چشمانت چون روبانی ستولبهایت سرخ تر از سیبکه ا...

...دل تنهای من یک‌همسفر همراه می‌خواهدپر و بـالی برای پـر زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط