𝖕𝖆𝖗𝖙8

𝖕𝖆𝖗𝖙8

جیمین او را در راهروی پشتی گیر آورد. همان راهرویی که اولین بار دیده بودندش. دستش را دور مچ مارال حلقه کرد و کشیدش پشت ستون. نور ماه از پنجره می‌ریخت و نصف صورتش را روشن کرده بود.

«چرا دروغ گفتی؟»

مارال نفسش را حبس کرد. مچش زیر انگشتانش می‌سوخت.

«جیمین...»

«پدرم اسم سوهو رو صدا نزد. من دیدم. لب‌هاش یه چیز دیگه گفت. تو شنیدی. چی گفت؟»

مارال به چشمانش نگاه کرد. چشمانی که خسته بودند. سرخ. انگار تمام شب گریه کرده باشد. دلش گرفت.

«اگه بگم، منو می‌کشه.»

«پس بذار من بکشه.» جیمین گفت. صدایش خش داشت. «نه. نه، منظورم این نیست. من نمی‌ذارم بهت آسیب بزنه. ولی مارال...» مکث کرد. پیشانی‌اش را به ستون تکیه داد. «اون پدرم بود. من حق دارم بدونم.»

مارال دست دیگرش را روی دست جیمین گذاشت. آرام. «گفت... خائن.»

جیمین یخ کرد.

«پدرم به سوهو گفت خائن.»

سکوت. طولانی. جیمین سرش را از ستون برداشت. به دیوار روبه‌رو نگاه کرد. فک‌هایش قفل شدند. دستش دور مچ مارال محکم‌تر شد، بعد ناگهان رها کرد.

«فردا تاج‌گذاریه.» گفت. «و من هیچ کاری نمی‌تونم بکنم.»

مارال جلو رفت. «جیمین...»

«نه.» جیمین دستش را بالا آورد. «تو کاری که باید بکنی رو کردی. خودت رو نجات دادی. درست بود.»

«درست نبود.»

«ولی عاقلانه بود.» جیمین برگشت. به او نگاه کرد. لبخندی زد. تلخ. «من عاشق عاقل بودن نیستم، مارال. ولی مجبورم قبولش کنم.»

مارال چیزی نگفت.

جیمین به سمت در رفت. قبل از این‌که برود، ایستاد. بدون این‌که برگردد، گفت: «فردا شب... اگه تونستی، بیا باغ شرقی. پشت گلخونه.»

و رفت.

مارال تنها ماند. پشت ستون. زیر نور ماه.

فردا، سوهو پادشاه می‌شد.

و او، باید انتخاب می‌کرد.

👑💛
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p45درست...به سمت همون جایی که نینا پشت پر...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³¹ویو میکا_____نگاهم افت...

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

جیمین زودتر از چیزی که قول داده بود به عمارت برگشت.هنوز وارد...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁶ویو میکا_____صدای شلی...

#Part.6#مرد منچند دقیقه گذشت. صدای موسیقی از دور کم‌تر شده ب...

اسم : عشقی گمشده در تاریکی جنگل پارت ۱۳ولنتینو «واکس گفت اگه...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p37ویو راویچند دقیقه بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط