{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نفسم

نفسم

من کجا می توانم باشم بی یاد و عشق تو

کجای این دنیای خاکی بدون فکر تو بدون حس عاشقانه ام

دوام خواهم آورد..

هیچ کجا جای من نیست بدون تو

و این درد این اشک این غمهای ریز و درشت

هیچ کدوم معنای بی تو شدن نیست

حتی اگر در آغوشت نباشم

حتی اگر به دستانت نرسم

می دانم که اینها خوشبختی مرا نمی گیرند

وقتی می دانم عاشقت بودم هستم و خواهم بود
دیدگاه ها (۱)

من از روزو شبام خسته بودم وقتی رسیدی چه خوب شد که منو لای...

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من ...

دستهایم در ویرانه های نگاهت در پی دستهای تو اند نگاهت ویرانم...

دختری دلش شکست رفت و هر چه پنجره رو به نور بود بست رفت و ه...

پروانه جان

#برای چشمانی که روزگاری دنیای من بود…این چشم‌ها… چقدر دوستشا...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

همه می‌گویند: «تولدت مبارک...»اما من نمی‌خواهم مثل بقیه، چند...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

وقتی می‌خندی، دنیای من دگرگون می‌شود؛ انگار در آن لحظه‌ها تم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش اول_ من پرندگانی را می شن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط